همهء امت بر وى ، اجماع كنند . او نيز در شهرهايى كه با وى بيعت كرده بودند ، كار گزارانى گمارد و ولايت وى بر مكه ادامه داشت تا اين كه حَجاج در جمادى الأول روز سهشنبه سال هفتاد و سه هجرت ، در هفتاد و سه سالگى او را به قتل رساند . حَجاج به اتفاق همراهانش به مدت بيش از شش ماه او را در حالى كه در ميانشان بود و در دلشان جاى گرفته بود - زيرا در نهايت شجاعت و عبادت بود - محاصره كردند . در همان روزى كه ابنزبير كشته شد مردم شام را كه از درهاى مسجدالحرام به او يورش آورده بودند ، تعقيب كرده و به حجون رسيده بود . در آن جا با سنگى كه بر صورتش اصابت كرد ، مجروح شد و به زمين افتاد . سپس بر او حملهور شدند و او را كشتند . وقتى او كشته شد تعداد اندكى از يارانش باقى مانده و بقيه به سمت حجاج رفته و از او امان گرفته بودند . از جمله ( كسانى كه چنين كرده بودند ) دو فرزندش حمزه و حبيب بودند . آغاز محاصرهء او از سوى حجاج ، در ذىقعده سال هفتاد و دو [ هجرى ] بود .
حجاج در زمان محاصرهء ابنزبير ، از فراز كوه ابوقبيس ، با منجنيق كعبه را سنگباران مىكرد ، چرا كه ابنزبير در مسجدالحرام پناه گرفته و حجاج در « بئر ميمون » قرار گرفته بود و طارق بن عمرو ، از خدمتكاران عثمان همراهش بود . ( عبدالملك به واسطهء طارق به كمك حجاج - كه از او عليه ابنزبير كمك خواسته بود - آمده بود . ) طارق نيز در رأس پنجهزار نفر و در ذىحجه آمده بود . دو يا سههزار نفر از اهل شام همراه حجاج بودند ، هنگامى كه او پيش از عبدالمك به آن جا رسيد ، در طائف اتراق كرد و از آن جا سوارانى را به عرفه فرستاد و دو گروه با هم درگير شدند و جنگيدند و سواران ابنزبير شكست خوردند و سواران حجاج ، پيروز باز گشتند . پس از آن ، عبدالملك اجازه درگير شدن با خود ابنزبير را خواست و او نيز اجازهاش داد و آن چه گفته شد ، اتفاق افتاد .
محاصرهء ابنزبير از سوى حجاج به گفتهء ابنجرير « 1 » شش ماه و هفده شب به درازا
هامش
( 1 ) . ر . ك : طبرى ، تاريخ الرسل والملوك ، ج 6 ص 187 و پس از آن .