تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
و در مورد ولايت وليد بن عتبه ، ابن‌اثير بدان اشاره كرده و علت آن را نيز گفته « 1 » و خلاصه‌اش اين است كه يزيد ، عمرو بن سعيد را به مداهنه و دلجويى با ابن‌زبير - كه در پى قتل [ امام ] حسين بن على عليه السلام به وسيلهء يزيد در عراق ، سركشى و عصيان كرده بود - متهم كرد . پس از آن با ابن زبير در مكه بيعت شد و به يزيد گفته شد : عمرو بن سعيد بايد ابن‌زبير را به تو تحويل دهد . يزيد نيز عمرو را عزل كرد و به جاى او وليد را منصوب كرد . وليد نيز به مكه آمد و در پى ارعاب ابن‌زبير برآمد ، ولى ( او همچنان سركش بود ) و مخالفت مىكرد . اين وقايع در سال شصت و يك رخ داد . ابن‌جرير « 2 » نيز مضمون اين مطالب را به طور خلاصه ، بيان كرده است . ابن‌اثير در مورد ولايت عثمان گويد : ابن‌زبير نامه‌اى در مورد وليد براى يزيد نوشت و به او گفت : تو براى ما مرد نادان و ابلهى را فرستادى كه فردى بىمنطق و اصلاح نشدنى است . كاش فرد لايق و خوش اخلاقى را مىفرستادى تا آن چه را خراب شده ، درست كند و آب رفته را به جوى بازگرداند . يزيد نيز وليد را عزل كرد و عثمان را به جاى وى منصوب نمود . اين اتفاق در سال شصت و دو بود . « 3 » ابن‌جرير نيز مطلبى را به همين مضمون و به طور خلاصه آورده است . « 4 » و در مورد ولايت حارث بن خالد و عبدالرحمن بن زيد خليفه ابن‌خياط ، حافظ ابوحجاج مزّى ، در تهذيب خود يادآور شده كه وقتى يزيد ، وليد بن عتبة بن ابوسفيان را از ولايت مكه عزل كرد ، حارث بن خالد ولايت مكه را برعهده گرفت . پس از آن او نيز عزل شد و عبدالرحمن بن زيد بن خطاب گمارده شد و پس از آن عبدالرحمن نيز عزل
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 98 . ( 2 ) . تاريخ الرسل ، ج 5 ، ص 399 . ( 3 ) . الكامل ، ج 4 ، ص 102 . ( 4 ) . تاريخ الرسل ، ج 5 ، ص 479 .