عمرو بن سعيد بن العاص قريشى اموى ، معروف به « اشدق » « 1 » پسر سعيد است و فاكهى از ولايت او بر مكه از سوى معاويه ، ياد كرده است . « 2 » او يادآور شده كه ولايت وى در زمان حيات عبدالرحمن بن ابوبكر بوده است و بدينسان ولايت او در اوايل دههء پنجاه هجرت بوده است ، زيرا به قول غالب « 3 » ، عبدالرحمن بن ابوبكر در سال پنجاه و سه هجرى وفات يافت ؛ ابناثير نيز ولايت او را بر مكه از سوى معاويه ذكر كرده ؛ او در اخبار مربوط به سال شصت هجرى آورده است : وقتى يزيد بن معاويه به حكومت رسيد ، عمرو بن سعيد بن العاص ، والى مكه بود . « 4 » عبداللَّه بن خالد بن اسيد بن ابوالعيص قرشى از جمله كسانى است كه فاكهى ولايت وى بر مكه از سوى معاويه را ذكر كرده است . ازرقى نيز مطلبى به همين مضمون دارد كه تاريخ ولايت او را نيز روشن كرده است ؛ او [ ازرقى ] يادآور شده كه معاوية بن ابوسفيان ، دارالندوه را فردى از خاندان عبدالدار خريدارى كرد . در پى آن شيبة بن عثمان نزد وى آمد و گفت : من در آن حقى دارم و آن را به شفعه « 5 » گرفتهام . معاويه به او گفت : مال را حاضر كن ، آن شخص مال را حاضر كرد . معاويه وارد دارالندوه شد و از در ديگر آن خارج گرديد و به سفر رفت ، به طورى كه شيبه متوجه بيرون شدن [ معاويه ] وى نشد .
سپس والى مكه ، عبداللَّه بن خالد بن اسيد [ از دارالندوه ] بيرون آمد و شيبه نزد وى رفت و گفت : پس اميرالمؤمنين كجاست ؟ گفت : به شام رفت . شيبه گفت : به خدا سوگند كه هرگز با او سخن نگفتم . « 6 »
هامش
( 1 ) . او به دليل فصاحت وبلاغت و قدرت سخنرانى چنين ناميده ( اشدق ) شده است .
( 2 ) . تاريخ خليفه ، ص 229 .
( 3 ) . همان ، ص 219 .
( 4 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 6 .
( 5 ) . شفعه به معنى حق شريك براى خريد ملك شراكتى است .
( 6 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، صص 270 - 269 .