سپس در زمان خلافت معاوية بن ابوسفيان گروهى به عنوان والى ، بر مكه گمارده شدند كه مشخص نيست نخستين ايشان چه كسى بوده است . از جمله آنها ، برادر معاويه ، عتبة بن ابوسفيان بن حرب اموى است . « 1 » كه فاكهى به ولايت وى بر مكه از سوى معاويه ، اشاره كرده است .
احمد بن خالد بن العاص بن هشام مخزومى سابق الذكر است و در « الكامل » ابناثير « 2 » ديدهام كه او در سال چهل و دو ، بر مكه فرمانروايى كرد و ابناثير يادآور شده كه وى در سال چهل و سه نيز والى مكه بوده است . و در « مختصر » ابن جرير « 3 » چنين ديدهام كه او در سال چهل و پنج و چهل و شش و چهل و هفت و چهل و هشت و نيز در سال چهل و سه والى مكه بوده است .
بنا به گفتهء ابن عبدالبر ، مروان بن حكم بن ابوالعاص بن امية بن عبدشمس قرشى اموى ، پدر عبدالملك بوده است . ابن عبدالبر در شرح حال او مىگويد : وقتى معاويه به حكومت رسيد او را بر مدينه گمارد . پس از آن ، ولايت مكه و طائف را نيز به وى واگذار كرد و سپس ، او را در سال چهل و هشت ، از ولايت مدينه عزل كرد . « 4 » و اين نشانگر آن است كه ولايت وى بر مكه ، پيش از سال چهل و هشت بوده است .
سعيد بن العاص بن سعيد بن العاص بن امية بن عبدشمس قرشى اموى ، پدر عثمان و گفته مىشود پدر عبدالرحمن ، يكى از اشراف و بزرگان و سخنرانان قريش بود و ابن عبدربه ، صاحب « العقد الفريد » مطلبى در تأييد ولايت وى بر مكه دارد ؛ او در فصلى كه خطبهها را به نقل از العتبى نقل كرده ، مىگويد : سعيد بن العاص كه والى مدينه بود ، پسرش عمرو بن سعيد را والى مكه قرار داد . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ خليفه ، صص 205 و 208 .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 420 ؛ كه در آن نام وى خالد بن العاص - با حذف احمد از ابتداى آن - آمدهاست .
( 3 ) . تاريخ الرسل ، ج 5 ، صص 172 و 211 .
( 4 ) . الاستيعاب ، ج 3 ، ص 426 .
( 5 ) . العقد الفريد ، ج 4 ، ص 133 .