تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
رساندن به هم‌پيمانان خود ، شروع به تدارك كرد . و ديگر آن كه ابن سعد يادآور شده كه تعداد چهل‌سوار ، همراه عمرو بن سالم خزاعى براى آگاه ساختن پيامبر صلى الله عليه و آله از عمل بنىكنانه نسبت به ايشان ، روانه شدند كه اين نكته در سخن ابن‌اسحاق يافت نمىشود . ابن‌اسحاق مىگويد : وقتى بنىبكر و قريش عليه خزاعه همدست شدند و تعدادى از ايشان را كشتند و عهد و پيمانى را كه ميان ايشان و رسول خدا صلى الله عليه و آله وجود داشت ، نقض كردند ، عمرو بن سالم خزاعى ( يكى از فرزندان كعب ) از شهر خارج شد و براى ديدار با پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه رفت . سخن ابن‌سعد نيز در روايتى در سيرهء ابن سيدالناس آمده است كه پس از ذكر سخن ابن‌اسحاق مبنى بر اين كه « عمرو بن سالم خزاعى بيرون شد » ، آورده است : به گفتهء ابن‌سعد ، وى همراه با چهل سوار بيرون رفت . ابن‌سيدالناس پس از اين نقل قول مىگويد : « پس از آن بديل بن ورقاء به اتفاق چند تن از بنىخزاعه از مكه بيرون رفتند و به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و آنچه را كه اتفاق افتاده بود با آن حضرت در ميان گذاشتند و از حمايت قريش از بنىبكر عليه ايشان ، نيز سخن گفتند . چه بسا آن چهل سوارى كه ابن‌سعد از بيرون رفتنشان همراه با عمرو بن سالم سخن گفته ، همين چند نفر باشند » . « 1 » نكتهء ديگر آن كه ابن‌عقبه در پاسخ ابوبكر و عمر بن خطاب به درخواست ابوسفيان بن حرب كه از ايشان خواسته بود دربارهء موضوعى كه به خاطر آن آمده بود ، با رسول‌خدا صلى الله عليه و آله صحبت كنند ، مطالبى مخالف با گفتهء ابن‌اسحاق آورده است . ابن‌عقبه مىگويد : ابوسفيان از حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله خارج شد و نزد ابوبكر رفت و گفت : پيمان را تجديد و مدت آن را بيشتر كن ، ابوبكر به او پاسخ داد : من در پناه رسول خدا صلى الله عليه و آله قرار دادم و به خدا سوگند اگر مورچه‌اى را ببينم كه با شما مىجنگد او را عليه شما يارى خواهم كرد . سپس بيرون رفت و عمر بن خطاب را ديد و با او سخن گفت . عمر به او
هامش
( 1 ) . عيون الاثر ، ج 2 ، ص 165 .