گفت : آنچه از پيمان ما تازه بود خداوند آن را كهنه كردند و آنچه در آن محكم بود خداوند آن را قطع كرد و آنچه در اين پيمان قطع شده بود خداوند هرگز آن را دوباره وصل نخواهد كرد . ابوسفيان [ پس از شنيدن اين پاسخ مأيوس كننده ] گفت : خداوند تو را پاداش شرّ از خويشانت دهد . و اين با آن پاسخى كه ابوبكر و عمر به ابوسفيان دادند و ابناسحاق نقل كرده است ، منافات دارد زيرا به گفتهء ابناسحاق ابوسفيان بيرون رفت و به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و با آن حضرت سخن گفت ، ولى حضرت پاسخى به او نداد . آن گاه نزد ابوبكر رفت و از وى خواست دربارهء او با پيامبر صلى الله عليه و آله سخن گويد [ ابوبكر ] گفت : من اين كار را نمىكنم . پس از آن نزد عمر بن خطاب رفت . عمر در پاسخش گفت :
مىخواهى من شفاعت تو را نزد پيامبر خود صلى الله عليه و آله بكنم ؟ به خدا سوگند اگر تنها يك مورچه را ببينم كه با شما مىجنگد ، او را يارى مىكنم . خداوند شما را هدايت كند . اختلاف اين نقل قول با آنچه ابنعقبه آورده در آن است كه پاسخ ابوبكر همانند پاسخ عمر در نقل قول ابناسحاق است ، هر چند در لفظ ، اختلافى دارند ، اما در معنا يكى هستند ، و جواب عمر نيز با نقل ابناسحاق مغايرت دارد . فاكهى خبرى كه گفتهء ابناسحاق را در بيان پاسخ عمر به ابوسفيان است تأييد مىكند .
ديگر اين كه سخن ابناسحاق مستلزم آن است كه ابوسفيان پس از شنيدن پاسخ از [ حضرت ] على عليه السلام درخواست كرده باشد كه ميان مردم كسى را بيابد كه به او پناه دهد و [ حضرت ] على عليه السلام در پاسخش گفته باشد كه نمىتواند اين كار را انجام دهد و ابوسفيان پس از آن از [ حضرت ] فاطمه عليها السلام دختر پيامبر صلى الله عليه و آله درخواست كرده باشد تا به فرزندش حسن بن على عليهم السلام فرمان دهد كه در ميان مردم كسى را بيابد كه به او پناه دهد و حضرت فاطمه عليها السلام در پاسخ وى گفته باشد كه فرزندش هنوز بالغ نشده كه چنين كارى انجام دهد ، و البته كسى نيز نمىتواند در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كارى را انجام دهد . اين سخنان با نقل ابنعقبه تعارض دارد ، زيرا وى پس از ذكر پاسخ عمر مىگويد : آن گاه [ ابوسفيان ] بر عثمان وارد شد ، عثمان به او گفت من در پناه رسول خدا صلى الله عليه و آله قرار دارم [ و از اين كار معذورم ] پس از آن ابوسفيان به سراغ يكايك اشراف قريش و انصار رفت و با ايشان
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: محمد مقدس
ص١٩٧