موضوع را ابنعقبه روشن ساخته و آورده است : از جمله كسانى كه گروهى از قريش به كمك آنها [ يعنى بنىبكر ] شتافتند ، صفوان بن اميه و شيبة بن عثمان و سهيل بن عمرو بودند . ابنسعد نيز مطالبى را ذكر كرده كه ابنعقبه نگفته است . وى در روايتى از حافظ ابوالفتح بن سيدالناس در سيره ، پس از ذكر سخن ابناسحاق مبنى بر اين كه : قريش با اعطاى اسلحه به يارى بنىبكر شتافتند ، افزوده است : ابنسعد چند تن از يارى دهندگان از جمله صفوان بن اميه و حُويْطب بن عبدالعزّى و مكرز بن حفص بن اخيف را نام برده است . البته ميان گفتهء ابنعقبه و سخن ابنسعد در مورد يارى رساندن قريش به بنىبكر ، منافاتى وجود ندارد . زيرا امكان آن هست كه نامبردگان از سوى ابنسعد و ابنعقبه همگى به يارى بنىبكر رفته باشند اما ابنعقبه چند نفر و ابنسعد نيز چند نفر ديگر از آنها را نام برده باشد كه بدين ترتيب جمع يارى دهندگان به بنىبكر از قريش بنا به گفتهء ابنعقبه و ابنسعد ، پنج نفر بودهاند .
ديگر اين كه قريش با در اختيار گذاردن آرد به كمك بنىكنانه شتافتند . اين مطلب را ابنعقبه آورده و مىگويد : قريش به آنها با سلاح و آرد يارى كرد . البته از گفتهء ابناسحاق چنين نكتهاى برداشت نمىشود .
مطلب ديگر اين كه فاكهى خبرى را نقل كرده كه بر مبناى آن ، علت فتح مكه با آنچه پيشتر ذكر شد ، در تعارض است . وى مىگويد : سعيد بن عبدالرحمن به نقل از عبدالمجيد بن ابىرواد از ابنجريج از عطاء مىگويد : خاندان خزاعه از همپيمانان رسولخدا صلى الله عليه و آله بودند كه بنىبكر يك نفر از ايشان را به قتل رساند . در پى اين عمل ، بنىبكر به قريش گفتند : عموزادگان خود را تسليم نكنيد . بديل [ بن ورقاء ] سواره نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت ولى آن حضرت سخنش را باور نكرد و كسى را براى تحقيق در موضوع همراه وى فرستاد . بديل بن ورقاء او را آورد او [ فرستاده پيامبر صلى الله عليه و آله ] نيز به ميان قريش مىرفت و با آنان صحبت مىكرد ، گفتند : دانستيم كه تو براى تحقيق در موضوع قتل آمدهاى ، به خدا سوگند كه آنان را تسليم نمىكنيم . فرستاده نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بازگشت و موضوع را به آن حضرت باز گفت از آن زمان بود كه حضرت براى يارى
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: محمد مقدس
ص١٩٥