سهيلى به وجه تسميه وتير نيز اشاره كرده است و مىگويد : وتير در لغت گُل سفيد است و ممكن است نوعى گل خودرو باشد و احتمال دارد كه اين آب بدان ناميده شده باشد . « 1 » گفتهء ابنعقبه مبنى بر اين كه پس از آن ، بنى نفاثه از بنى الديل بر بنىكعب يورش بردند ، و سخن ابناسحاق كه مىگويد : پس از آن بنىبكر بن عبدمناة بن كنانه بر خزاعه يورش آوردند ، با هم تعارض ندارند ، زيرا بنىالديل كه بنىنفاثه از ايشان است ، بنا به گفته ابنبطّاح كه از ابويقظان نقل كرده و حازمى از وى بازگفته است ، همان دول بن بكر بن كنانه است ؛ و دليل آن هم ادامهء سخن ابناسحاق است كه مىگويد : سپس نوفل بن معاويه ديلى همراه بنىالديل بيرون آمد . سخن ابناسحاق در نسبت دادن اين يورش به بنىنفاثه با آنچه ابنعقبه يادآور شده است ، هماهنگى دارد ، زيرا ابياتى از تميم بن اسد را بازگو كرده كه با اين بيت آغاز مىشود :
لما رأيت بنىنفاثه أقبلوا * يَغشَون كلَّ وَتيرة وحجاب
و ديگر اين كه ابنعقبه نام طايفه خزاعهاى را نيز آورده است و در روايتى مىگويد :
آن گاه بنى الديل بر بنىعمرو كه اغلب آنها زن و كودك و مردان بيمار بودند ، يورش آوردند و گروهى را به قتل رساندند و بازماندگان را در منزل بديل بن ورقاء در مكه جاى دادند . بنىعمرو و اينان همگى از بنىكعب هستند زيرا ابنعقبه آورده است : آن گاه بنىنفاثه از بنىالديل بر بنىكعب يورش آوردند .
چنان كه گفتيم بنىكعب يكى از قبايل خزاعه از فرزندان عمرو بن لُحى مىباشند .
در سخن ابناسحاق اين مطلب ذكر نشده كه بازماندگان ، از خزاعه هستند ، زيرا مىگويد :
آن گاه نوفل بن معاويه ديلى در رأس بنىالديل بيرون آمد او در آن زمان فرمانده و رئيس آنها بود و همهء بنىبكر در خصوص نگهدارى خزاعه ، و پيرو فرمان او نبودند . . . .
همچنين ابناسحاق روشن نساخته كه چه كسانى از قريش به كمك كنانه شتافتند و در كنارشان جنگيدند . وى مىگويد : قريش با در اختيار گذاردن اسلحه ، به بنىبكر يارى رساندند و شبانه و در خفا گروهى از قريش در كنار آنها به جنگ پرداختند . تفصيل اين
هامش
( 1 ) . الروض الأنف ، ج 4 ، ص 97 .