وفى الاصنام معتبر وعلم * لمن يرجوا لثواب أو العقابا
ابنهشام مىگويد : فضالة بن عمير بن ملوّح ليثى قصد داشت پيامبر صلى الله عليه و آله را در حالى كه هنگام فتح مكه مشغول طواف بود ، به قتل برساند . وقتى به آن حضرت نزديك شد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : فضاله هستى ؟ گفت : آرى . فضاله هستم اى رسول خدا . فرمود : به چه مىانديشيدى ؟ گفت : هيچ . ذكر خدا مىگفتم . پيامبر صلى الله عليه و آله خنديد و فرمود : از خدا طلب مغفرت كن . آن گاه دست خود را بر سينهء او گذاشت و او آرام شد . فضاله مىگفت : به خدا سوگند وقتى پيامبر دست خود را از روى سينهام برداشت در آن لحظه از هر كس ديگرى براى من عزيزتر بود . فضاله مىگويد : نزد خانوادهام برگشتم . به زنى برخورد كردم كه هميشه با او سخن مىگفتم . گفت : بيا تا با هم صحبت كنيم . گفتم نه . فضاله ادامه داد :
قالت : هلم . الى الحديث ، فقلت : لا * يا بى علىّ اللَّه والإسلام
لو ما رأيت محمداً وقبيله * بالفتح يوم تكسر الأصنام
لرأيت دين اللَّه أصبح بيّنا * والشرك يغشى وجهه الإضلام
سپس ابناسحاق مىگويد : مسلمانانى كه شاهد فتح مكه بودند ، برده هزارنفر بالغ مىشدند كه هفتصد تن از ايشان از بنىسليم بودند برخى اين عده را يكهزار نفر هم ذكر كردهاند . از بنىغفار چهارصد تن و از « اسلم » چهارصد نفر و از مزينه يكهزار و سه نفر و بقيه از قريش و انصار و همپيمانان ايشان و طوائف عرب از جمله بنىتميم و قيس و اسد بودهاند . « 1 » ابناسحاق در ادامه مىگويد : ابنشهاب زهرى از عبيداللَّه بن عبداللَّه بن عتبة بن مسعود چنين نقل كرده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه ، مدت پانزده شب در آنجا اقامت كرد و نمازش را شكسته مىخواند . فتح مكه ده روز مانده به [ پايان ] ماه رمضان سال هشتم هجرى ، صورت گرفت . « 2 » و بدين ترتيب اخبار مربوط به فتح مكه ، اشعار تميم
هامش
( 1 ) . سيرهء ابنهشام ، ج 4 ، ص 106 - 95 .
( 2 ) . همان ، ص 113 .