بگوييد : خداوند اين كار را براى پيامبرش روا دانسته است ولى براى شما حلال نكرده است . اى گروه خزاعه ! دست از كشتار برداريد ! شما كسى را كشتهايد كه ديهء آن را خواهم گرفت از اين پس هر كس ، قتلى انجام دهد ، خانواده مقتول مىتوانند يا قصاص بخواهند و يا ديه او را طلب كنند . پس از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله ديه مردى را كه خزاعه كشته بودند ، پرداخت . عمرو به ابوشريح گفت : از اينجا دور شو كه ما خود بهتر از تو به حرمت اين مكان واقفيم ، ولى اين حرمت مانع از [ كشتن ] قاتل يا سركش و ممانعت كننده از جزيه ، نيست . ابوشريح مىگويد : من حاضر بودم و تو غايب بودى و رسول خدا صلى الله عليه و آله ما را فرمان داد كه حاضران به غايبان اطلاع دهند و من به اطلاع تو رساندم ، ديگر خود دانى .
ابنهشام مىگويد : مقتولى كه در روز فتح مكه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ديه او را پرداخت ، جندب بن اكوع بوده كه بنىكعب او را به قتل رساندند و پيامبر صلى الله عليه و آله تعداد يكصد شتر ديه او را پرداخت . ابنهشام مىگويد از يحيى بن سعيد شنيدهام كه وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله مكه را فتح كرد و وارد آن شد به كوه صفا رفت و به دعا پرداخت . انصار كه به او خيره و در اطرافش جمع شده بودند ، با خود گفتند : مىبينيد كه چگونه خداوند سرزمين خود را بر پيامبرش گشود تا در آن اقامت كند ؟ وقتى آن حضرت دعاى خود را به پايان رساند فرمود : چه گفتيد ؟ گفتند : چيزى نبود اى رسول خدا . ولى پيامبر اصرار كرد تا سرانجام گفتهء خود را براى وى باز گفتند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « پناه بر خدا ، اينجا جاى زندگى و مرگ شماست » . همچنين يكى از راويان معتبر با اسناد از ابن شهاب از عبيداللَّه بن عبداللَّه از ابنعباس آورده است : رسول خدا سوار بر مركب خود در روز فتح مكه ، وارد مكه شد و [ در حرم ] به طواف پرداخت در آنجا بتهايى بود كه با سرب ، در اطراف حرم ، ثابت شده بود . پيامبر صلى الله عليه و آله با چوبدستى كه در دست داشت بهبتها اشاره مىكرد و مىفرمود :
« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً »
و همين كه آن حضرت صلى الله عليه و آله به صورت بتى اشاره مىكرد ، آن بت به پشت به زمين مى افتاد و اگر به پشت بتى اشاره مىكرد به صورت بر زمين مىافتاد . تا اين كه هيچ بت ايستادهاى در آنجا باقى نماند . تميم بن اسد خزاعى در اين باره گفته است :