ركعت نماز گزارد و رو به من كرد و فرمود : خوشآمدى ، اى امّهانى ! براى چه به اينجا آمدهاى ؟ من نيز داستان آن دو مرد و نيز قصد على عليه السلام درباره آنها را با وى در ميان گذاردم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
ما به هر كس كه امّهانى امان داده ، امان مىدهيم و هر كس را پناه داده ، پناه مىدهيم و [ على ] نبايد آنان را بكشد .
ابناسحاق گويد : محمد بن جعفر بن زبير از عبيداللَّه بن عبداللَّه بن ابىثور از صفيه دختر شيبه نقل كرده كه وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله در مكه مستقر شد و مردم اطمينان خاطر پيدا كردند ، پيامبر از منزلگاه خود بيرون آمد و وارد مسجدالحرام شد و همچنان كه سوار بر مركب خود بود ، هفت بار طواف كرد و به كمك عصاى خود ركن را لمس كرد و هنگامى كه از طواف فراغت يافت ، عثمان بن طلحه را فراخواند و كليد كعبه را از او گرفت . در كعبه را گشود و وارد كعبه شد در آنجا مجسمه كبوترى چوبى يافت ، آن را با دست خود شكست و به زمين انداخت آن گاه بر در كعبه ايستاد ، در حالى كه مردم در مسجدالحرام انتظارش را مىكشيدند .
ابناسحاق مىگويد : يكى از علما چنين نقل كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بر در كعبه ايستاد و فرمود : « لا إله الّا الله وحده لا شريك له ، صدق وعده و نصر عبده و هزم الأحزاب وحده » بدانيد و آگاه باشيد كه از اين پس همهء انتقامها ، خونها ، اموال و هر آنچه ادعا شود ، زير پايم است [ و ارزش ندارد ] مگر پردهدارى كعبه و سقايى حجاج .
بدانيد كه كشتههاى غيرعمدى كه باعصا و تازيانه به قتل رسيده باشند ، ديه آنها يكصد شتر است كه چهل تاى آنها بايد آبستن باشند . اى جماعت قريش ! خداوند غرور و نخوت جاهليت و فخرفروشى به آبا و اجداد را در شما از ميان برد . مردم همگى از آدم و آدم از خاك آفريده شده است ؛ آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
« 1 » ؛ « اى مردم ، ما شما را از نرى و مادهاى بيافريديم و شما را جماعتها و
هامش
( 1 ) . حجرات / 13 .