ايشان را داد ] مقيس بن صبابه بود كه علت آن كشتن يك نفر از انصار بود كه برادر او را به خطا كشته بود . پس از اين كار مشرك شده و نزد قريش باز گشته بود .
فرد ديگر ، ساره كنيز بنىعبدالمطلب و عكرمة بن ابوجهل بودند . ساره از كسانى بود كه حضرت صلى الله عليه و آله را در مكه آزار و اذيت مىكردند . عكرمه نيز به يمن گريخته بود و همسرش امحكيم دختر حارث بن هشام اسلام آورده بود و براى شوهر خود از رسولخدا صلى الله عليه و آله امان خواسته بود . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز امانش داده بود . همسرش بيرون رفت تا او را بياورد و به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله برساند . عبداللَّه بن خطل را سعيد بن حُريث مخزومى و ابوبرزة اسلمى به اتفاق كشتند و مقيس بن صبابة را نميلة بن عبداللَّه يكى از مردان همطايفهاى وى ، به قتل رساند و دختر مقيسه دربارهء قتل پدرش گفت :
فعمرى قد أخزى نميلة رهطه * وفجع أضياف الشقا بمقيس
فلله عينا من راى مثل مقيس * اذا النّفساء أصبحت لم تخرس
و اما يكى از دو زن خوانندهاى كه همراه ابنخطل بودند كشته شد و ديگرى ، فرار كرد كه بعداً از رسول خدا صلى الله عليه و آله براى وى امان خواسته شد و آن حضرت صلى الله عليه و آله امانش داد .
براى ساره نيز امان خواستند و امان داده شد . ساره زنده بود تا اين كه در زمان عمر بن خطاب در ابطح ، مردى با اسب او را زير گرفت و كشت . حويرث بن نقيذ را نيز على بن ابىطالب عليه السلام به قتل رساند . ابناسحاق مىگويد : سعيد بن ابوهنداز ابن مرّة خدمتكار عقيل ابن ابىطالب نقل كرده كه امّهانى دختر ابوطالب گفت : وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله در بالاى شهر مكه ، منزل كرد ، دو مرد از نزديكان پدرشوهرم از خاندان مخزوم نزد من پنهان شدند . او [ امهانى ] زن هبيرة بن ابووهب مخزومى بود . مىگويد : در اين ميان ، برادرم على بن ابىطالب بر من وارد شد و گفت : به خدا سوگند آنها را بايد بكشم . من در خانهام را به روى آن دو نفر بستم و خود به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدم . حضرت بالاى شهر مكه منزل كرده و در حال غسل كردن در طشت بزرگى بود و دخترش فاطمه عليها السلام نيز با پيراهنش او را پوشانده بود وقتى غسل وى تمام شد پيراهن را گرفت و در بر كرد و پس از آن هشت