كُدَىّ رسيده باشى » مىگويد : كُرَى با راء هم آمده كه به معناى قبرهاست . فاطمه عليها السلام گفت :
نه . فرمود : « اگر با آنها به آنجا رسيده باشى بهشت را نخواهى ديد ، تا اين كه جد پدرت آن را ببيند . » « 1 »
سهيلى مىگويد : او نخستين فرد از عرب است كه [ ريش خود را ] به رنگ سياه درآورد . « 2 » و ابن اثير مىگويد : او نخستين كسى است كه در [ كوه ] حرّا به پرستش و عبادت پرداخت و هرگاه ماه رمضان مىرسيد به حرّاء مىرفت و تهيدستان را غذا مىداد . « 3 » ابنقتيبه مىگويد : سپس باقيماندهء سفرهء عبدالمطلب براى پرندگان و حيوانات در بالاى كوه ريخته مىشد و او را به دليل سخاوتى كه داشت فيّاض و « مُطعِم طير السماء » مىناميدند . او مستجاب الدعوه بود ، گفته مىشود يك سال مردم گرفتار خشكسالى شدند ، عبدالمطلب بالاى كوه ابوقبيس رفت و براى بارش باران دعا كرد و باران باريد .
پيامبر صلى الله عليه و آله در آن روز كودكى خردسال بود و به بركت آن حضرت صلى الله عليه و آله بود كه از نعمت باران برخوردار شدند . اين خبر را هشام بن كلبى و ابوعبيده مَعمَر بن مثنى و ديگران نقل كردهاند . ابنقتيبه گفته است كه عبدالمطلب پيش از فوت ، نابينا شده بود .
همچنين گفتهاند : قصى بن كلاب آنچه را كه در اختيار داشت ميان همهء فرزندان پسر خود تقسيم كرد . زبير بن به كار از محمد بن عبدالرحمن مروانى چنين نقل كرده است :
قصى آنچه را كه در اختيار داشت ، ميان فرزندانش تقسيم كرد به عبدمناف كه نامش معيره بود سقايى و شورى [ دار الندوه ] را واگذار كرد و پيامرسانى و ثروت در او بود . به عبدالدار كه نامش عبدالرحمن بود ، پردهدارى و پرچم را واگذار كرد و به عبدالعزّى پذيرايى و [ اجازهدارى ] ايام منى را بخشيد ، وى در ادامه مىگويد : دو طرف وادى را نيز به عبدقصى واگذار كرد ، كه ندانستم منظور چيست .
گفته شده است : قصىّ سمت سقايى و پذيرايى و رهبرى را به عبدمناف و
هامش
( 1 ) . نسايى در كتاب الجنائز باب النعى ج 4 ، ص 28 - 26 اين حديث را آورده است .
( 2 ) . الروض الانف ج 1 ، ص 7 ؛ الكامل فى التاريخ ج 2 ، ص 14 و المعارف ، ص 553 .
( 3 ) . الكامل فى التاريخ ج 2 ، ص 15 .