نيز اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 1 » ؛ « خدا به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد . » عمر بن خطاب گفت :
تا پيش از آن چنين آيهاى را از پيامبر صلى الله عليه و آله نشنيده بودم و اين آيه را تلاوت كرد . سپس عثمان بن طلحه را فراخواند و كليد [ كعبه ] را به وى داد و فرمود : آن را پنهان كنيد ، سپس فرمود : اى خاندان ابوطلحه ! كليد را به عنوان امانت خداوند سبحان تحويل بگيريد و يكى پس از ديگرى به نيكى عمل كنيد و جز ستمكار ، اين [ كليد ] را از دست شما نخواهد گرفت . عثمان بن ابوطلحه نيز همراه پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه رفت و پسرعمويش شيبة بن عثمان بن ابوطلحه جاى او را گرفت و از آن زمان او و فرزندانش و فرزند برادرش وهب بن عثمان ، عهدهدار پردهدارى كعبه بودند تا اين كه پسر عثمان بن طلحة بن ابوطلحه به اتفاق فرزندش ، مسافع بن طلحة بن ابوطلحه ، پس از مدتى طولانى كه در مدينه اقامت داشتند ، به مكه بازگشتند و همراه با عموزادگان خود عهدهدار پردهدارى كعبه گرديدند و بدين ترتيب فرزندان ابوطلحه همگى پردهدارى كردهاند .
و اما پرچم ، در اختيار خاندان عبدالدار بود كه در زمان جاهليت ، كهنسالترين آنان اين مقام را برعهده گرفته بود ، تا روز احُد كه بسيارى از ايشان كشته شدند .
اما سقايى و پذيرايى و رهبرى همچنان در اختيار عبدمناف بن قصى بود و تا زمان مرگ ، اين مناسب را برعهده داشت . پس از وى فرزندش هاشم بن عبدمناف ، سقايى و پذيرايى را برعهده گرفت و عبدشمس بن عبدمناف ، رهبرى را عهدهدار شد هاشم بن عبدمناف همه ساله به هنگام حج با آنچه از قريش جمع شده بود ، حاجيان را اطعام مىكرد و براى اين كار آرد مىخريد و از هر گاو و گوسالهاى كه مىكشتند ، قسمتى ( مثلًا ران آن ) را مىگرفت . وقتى آذوقهها جمع مىشد با آرد غذايى درست مىكرد و به حاجيان مىداد و اين وضع همچنان ادامه داشت تا اين كه يك سال مردم به خشكسالى و قحطى شديدى دچار شدند ؛ هاشم بن عبدمناف به شام رفت و با پولى كه نزد وى جمع
هامش
( 1 ) . نساء / 58 .