تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
انگشت يكى به پيشانى ديگرى چسبيده بوده و وقتى آنها را جدا كردند ، خون به راه افتاد و گفتند كه ميان ايشان [ جنگ و ] خون‌ريزى خواهد بود . ديگر اين كه در سن هاشم به هنگام مرگ اختلاف نظر است ، بيست سال و بيست و پنج سال گفته شده و اين نكته را صاحب « المورد » ذكر كرده است . ديگر اين كه در سن عبدالمطلب به هنگام مرگ نيز اختلاف نظر است . ابن‌حبيب مىگويد : مدت عمر عبدالمطلب نود و پنج سال بود و او در سال نهم [ پس از ] عام‌الفيل وفات يافت و سهيلى مىگويد : عبدالمطلب در يكصد و بيست سالگى وفات يافت . « 1 » در مورد سن او يكصد و ده سال و يكصد و چهل سال و هشتاد و دو سال هم گفته شده است و اين سه رقم را حافظ مغلطاى در سيرهء خود ذكر كرده است و بنا به نوشتهء ابن‌عساكر ، عبدالمطلب در حجون به خاك سپرده شد . « 2 » سهيلى مىگويد : ظاهر حديث ابوطالب در مورد سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه به عبدالمطلب فرمود : « بگو لا إله الّا اللَّه تا بدين سخن [ در روز جزا ] شهادت دهم » و پايان سخن آن حضرت كه فرمود : « [ شهادت دهم به ايمان ] خاندان عبدالمطلب » ، حكايت از آن دارد كه عبدالمطلب بر شرك وفات يافت . در يكى از نوشته‌هاى مسعودى ، مطلبى نسبت به عبدالمطلب يافتم كه دربارهء وى گفته شده است او [ عبدالمطلب ] بر اثر ديدن نشانه‌هايى از نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و اين كه جز به توحيد مبعوث نگشته است ، مسلمان وفات يافته است . « 3 » ولى در « مسند البزّار » و در كتاب نسائى از قول عبداللَّه بن عمر آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به فاطمه عليها السلام كه به تسليت گروهى از انصار رفته بود فرمود : « شايد همراه ايشان
هامش
( 1 ) . در « الروض الانف » ، ج 1 ، ص 7 آمده است : « عبدالمطلب يكصد و چهل سال زندگى كرد . » ( 2 ) . اين سخن با آنچه تا به امروز نزد مردم مكه شايع است ، تطابق دارد . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 131 . شيعه نيز بر اين باور است كه حضرت ابىطالب پدر بزرگوار اميرمؤمنان عليه السلام باايمان به نبوت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت و اشعار او قبل از فوت و در آستانه وفات شاهد اين است و در اين رابطه آيات مختلفى وارد شده كه در ده‌ها جلد كتاب كه به عنوان « ايمان ابىطالب » از سوى دانشمندان شيعه به رشته تحرير درآمده جمع‌آورى شده است .