تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
فرزند ارشد او بود . فاكهى به هنگام بيان اخبار خاندان قصى بن كلاب ، اين عنوان را براى مطالب خود برگزيده است : « در واگذارى توليت مكه از سوى قصى بن كلاب به فرزندان خود و تقسيم آن ميان ايشان و عهده‌دارى اين مقام پس از وى » . همچنين فاكهى در بيان اخبار خاندان عبدمناف ، [ اين عنوان را براى مطالب خود بر مىگزيند ] : « ذكر ولايت مطّلب بن عبدمناف بر مكه پس از برادر » كه اين عنوان نشان مىدهد نامبردگان واليان مكه بوده‌اند ، و ديگر اين كه او به هنگام بيان ولايت عبدالمطلب مىگويد : عبدالملك بن محمد از زياد بن عبداللَّه از ابن‌اسحاق نقل كرده و آورده است : سمت سقّايى و پذيرايى پس از مطّلب بن عبدمناف به عبدالمطّلب بن هاشم رسيد . و بنىاسد بر اين گمانند كه حويرث بن اسد در يك فاصلهء زمانى ، عهده‌دار سمت پذيرايى بوده است ولى اين سخن تنها از سوى بنىاسد گفته شده و در هيچ جاى ديگر نقل نشده است . از اين مطلب چنين برداشت مىشود كه حويرث بن اسد در زمان عبدالمطلب مدت كوتاهى عهده‌دار پذيرايى شده است ، حال آن كه چنين نكته‌اى از اخبارى كه پيش از اين از ابن‌اسحاق نقل شد ، برداشت نمىشود . نكتهء ديگر اين كه صاحب « المورد الهَني » از « الرشاطى » خبرى را دربارهء رفتن هاشم بن عبدمناف به شام و گرفتن عهد و پيمان از قيصر براى قريش نقل كرده و پس از آن مىگويد : عبدشمس نزد نجاشى در حبشه رفت و همانند همان عهد و پيمان را با او منعقد كرد . نوفل نيز نزد سردمداران عراق رفت و با آنان پيمانى مشابه منعقد نمود . مطلب نيز به حمير رفت رفت و پيمان گرفت . در اين خبر اشاره شده كه عبدشمس ، نزد نجاشى به حبشه رفت و براى قوم خود عهد و پيمان [ بيعت ] گرفت كه با خبر پيشين ، مبنى بر اين كه نوفل بن عبدمناف از نجاشى براى قوم خود عهد و پيمان گرفت ، تعارض دارد . ديگر اين كه هاشم و عبدشمس بنا بر برخى نقل‌ها دوقلو بوده‌اند . اين مطلب را صاحب « المورد العذب الهنى » يادآور شده و مىگويد : گفته شده هاشم و عبدشمس دوقلو بودند و يكى از آنها پيش از ديگرى به دنيا آمد ؛ گفته‌اند كه اولى هاشم بود و