مىگذاشتند و در موسم حج در اختيار قصى قرار مىدادند تا با آن به حجاج طعام دهد و از آنها پذيرايى كند ؛ هر كس همراه خود غذا نداشت و تنگدست بود ، از آن مىخورد .
وقتى قصى وفات يافت ، همين كارها توسط خويشان وى انجام مىشد . عبدالدار عهدهدار پردهدارى و شورى و پرچم گرديد و تا زمان وفات ، اين مقامها را برعهده داشت . عبدالدار ، پردهدارى را پس از خود به پسرش عثمان بن عبدالدار واگذار كرد و شورى [ دار الندوة ] را به پسر ديگر خود ، عبدمناف بن عبدالدار سپرد و تاكنون فرزندان عبدمناف بن عبدالدار عهدهدار دار الندوه هستند . وقتى قريش مىخواستند در كارى به مشورت بپردازند ، عامر بن هاشم بن عبدمناف بن عبدالدار يا يكى از پسران يا برادرزادههاى او در دار الندوه را بر آنها باز مىكردند و اگر كنيزى حيض مىشد وارد دار الندوه مىگرديد يكى از فرزندان عبدمناف بن عبدالدار لباس او را پاره مىكرد و لباس ديگرى بر تنش مىپوشاند و به خانوادهاش باز مىگرداند و آنها او را مىپوشاندند . عامر بن عبدمناف بن عبدالدار را « محيض » نيز مىناميدند . دار الندوه نيز به خاطر همين دار الندوه ناميده شده بود كه محل گرد آمدن و اجتماع بزرگان قوم براى مشورت در كارها و بررسى مسائل بوده است . فرزندان عثمان بن عبدالدار منحصراً پردهدارى [ كعبه ] را برعهده داشتند پس از آن ، عبدالعزّى بن عثمان بن عبدالدار و پس از وى ، فرزندش ، ابوطلحه عبداللَّه بن عبدالعزّى بن عثمان بن عبدالدار و سپس فرزندان يكى پس از ديگرى عهدهدار اين كار بودند تا مكه [ به دست پيامبر صلى الله عليه و آله ] فتح شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را از سلطه آنها آزاد كرد و در كعبه را گشود و وارد آن شد و سپس پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه كليد كعبه را در دست داشت از آن بيرون آمد ، عباس بن عبدالمطلب « 1 » به او گفت : پدر و مادرم به قربانت اى رسول خدا ، پردهدارى و سقايى را به ما واگذار كن ، خداوند عز وجل
هامش
( 1 ) . ابنهشام در كتاب خود « السيره النبويه » يادآور شده است كه على بن ابىطالب عليه السلام بود كه كليد كعبه را دردست پيامبر صلى الله عليه و آله گذاشت و گفت : اى رسول خدا پردهدارى و سقايى را براى خودمان نگاهدار . رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : عثمان بن طلحه كجاست ؟ او را صدا زدند . فرمود : اين كليد را بگير امروز روز نيكى و وفادارى است .