تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
مكه بيشه‌اى را كه در آنجا بود ، به خود اختصاص داد و در اطراف كعبه ، خانه‌اى براى خود ساخت و با حبى دختر حليل خزاعى ازدواج كرد و از اين زن ، صاحب عبدالدار و عبدمناف و عبدالعزى بن قصىّ شد . نخستين پسر را به نام خانه‌اى كه ساخته بود ، عبدالدار ناميد و عبدمناف را نيز به نام مناف و عبدالعزى را هم به نام عزّى ، نامگذارى كرد . مادر حبى خزاعى كه پيرزنى جرهمى بود ، به او گفت : پسرانت عهده‌دار ولايت بر كعبه خواهند شد . او پرده‌دارى كعبه را به عبدالدار سپرد . زيرا از همه بزرگ‌تر بود ، سمت سقايى را به عبدمناف و پرچم را به عبدقصى و پذيرايى يا همان دارالندوه [ شورى ] را به عبدالعزّى سپرد . اين خبر به روشنى از تقسيم مقام‌ها از سوى قصى بن كلاب ميان چهار فرزندش خبر مىدهد كه با آنچه ابن‌اسحاق در سيره‌اش گفته است ، منافات دارد . فاكهى به نقل از حسن بن حسين ازدى از محمد بن حبيب مىگويد : رياست [ مكه ] در زمان خاندان عبدمناف ، در اختيار عبدمناف بن قُصىّ بود و خودِ او عهده‌دار امور قريش و ريش‌سفيد آنان بود . آن گاه اين مقام را به پسرش هاشم سپرد . او پسرش را براى همين‌كار ، به نيكوترين روش تربيت كرده بود ، چنان كه در ميان همه قريش ، كسى همتاى وى نبود . پس از آن ، رياست به عبدالمطلب رسيد و هر يك از قبايل قريش بزرگى براى خود داشت ولى همه اين سران و بزرگان ، مقام عبدالمطلب را از نظر بزرگى و ارج ، گرامى مىداشتند . وقتى عبدالمطلب وفات يافت ، رياست به حرب بن اميه رسيد و پس از وفات وى ، توليت بر كعبه و مهترى قريش ميان فرزندان عبدمناف و ديگر قريشيان تقسيم شد . همچنين فاكهى به نقل از زبير ، از محمد بن حسن مىگويد : اين چهار فرزند عبدمناف ، يعنى هاشم و مطّلب و عبدالشمس و نوفل ، نخستين كسانى بودند كه خداوند قريش را به وسيله ايشان ارج و احترام بخشيد و بزرگى داد ، آنها در مكه تجارت مىكردند و با غير عرب‌هايى كه از شهر خارج مىشدند ، داد و ستد مىكردند . هاشم از شهر خارج شد و اسب‌هايى از قيصر گرفت و براى بازرگانى به شام رفت ، مطلّب نيز خارج شد و اسب‌هايى از پادشاهان يمن گرفت و با آنها به تجارت در سرزمين يمن