فاكهى مىگويد : عبدالملك بن محمد از زياد بن عبداللَّه از ابناسحاق چنين نقل كرده است : وقتى قصى وفات يافت ، عبدمناف عهدهدار امور قريش و جانشين او در ولايت بر آنان شد و در مكه بخشهايى را علاوه بر آنچه قصى به خويشان خود واگذار كرده بود ، ميان قريش و ديگران تقسيم كرد . عبدمناف كسى است كه پيمان « أحابيش » را منعقد كرد . پيمان احابيش [ قبايل ] عضل ، قارة ، دوس ، رعل جماعت سفيان بن عوف و حليس بن زيد و خالد بن عبيد بن ابىفايض بن خالد را در بر مىگرفت . اين خبر حكايت از آن دارد كه عبدمناف بن قصى وارث مقام و موقعيت پدر شد ، ولى آنچه از ابن اسحاق [ از سيرهء او ] نقل كرديم ، با اين گفته مغايرت دارد .
فاكهى مىگويد : عبداللَّه بن ابوسلمه از عبداللَّه بن زيد از ابنلهيعه از محمد بن عبدالرحمن ابوالأسود نقل كرده كه گفت : وقتى عبد بن قصى كه پرچم در اختيار او بود ، وفات يافت ، پرچم را عبدالدار گرفت ، زيرا بزرگترين برادر وى بود . برادرانش بر وى رشك بردند و او نيز با خاندان مخزوم و عدىّ [ عليه آنان ] ، همپيمان شد . پس از آن كه عبدمناف ، وفات يافت منصب سقايى به هاشم رسيد ، زيرا او فرزند ارشد بود و پس از آن كه أسد وفات يافت كار شورى [ دار الندوه ] به مطّلب رسيد ، زيرا فرزند بزرگتر بود و اين مقامها همچنان در اختيار آنان بود تا اين كه زمعة بن اسود آن را به معاويه فروخت و هم از اين روست كه شاعر گفته است :
وبعتم مجدكم وسناكم * و لم تبقوا بمكة داراً
اين خبر حكايت از آن دارد كه عبد بن قصى عهدهدار شورى و عبدمناف بن قصى عهدهدار سمت سقايى بوده است كه با آنچه از ابناسحاق از سيره نقل كرديم ، هماهنگى ندارد .
فاكهى مىگويد : عبداللَّه بن ابوسلمه از عبداللَّه بن يزيد از ابن لهيعه از محمد بن عبدالرحمن بن اسود نقل كرده كه يعقوب بن عبداللَّه بن وهب ، به نقل از پدرش از امسلمه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله كه مادربزرگ او نيز بوده است ، گفته است : آن گاه كه قصىّ بن كلاب به