دو قول وجود دارد :
نخست آن كه او عبدشمس بن عبدمناف بوده است .
و ديگرى آن كه او امية بن عبدشمس بوده است .
و در مورد كسى كه ظرف عطر [ يا مشك ] را براى قوم خود و همپيمانان ايشان درآورد نيز دو قول وجود دارد :
يكى آن كه او عاتكه ، دختر عبدالمطلب بوده است .
و ديگرى آن كه او امّحكيم البيضاء ، دختر عبدالمطّلب بوده است .
فاكهى به نقل از عبدالملك بن محمد از زياد بن عبداللَّه از ابناسحاق ، مىگويد :
پس از آن كه بزرگان خاندان عبدمناف وفات يافتند عبدشمس بن عبدمناف اختياراتى را كه عبدمناف در اختيار داشت ، برعهده گرفت و از آنجا كه او بزرگترين فرزندش بود ، بزرگى خاندان عبدمناف را نيز برعهده گرفت . وقتى قريش در مكه پراكنده شدند ، آب براى ايشان ، كم شد و براى تهيهء ما يحتاج خود در تنگنا قرار گرفتند .
بر مبناى اين خبر ، عبدشمس بن عبدمناف ، قسمتى از [ اختيارات و مقامهاى ] قصى را برعهده گرفت ، حال آن كه در آنچه از ابناسحاق در سيره نقل شده ، خبرى راجع به در اختيار گرفتن بخشى از آن مناصب به وسيلهء وى نبود ، چه بسا سخن درست آن است كه هاشم بن عبدمناف را به جاى خود قرار داد ؛ در كتاب فاكهى نام هاشم به عبدشمس تغيير پيدا كرده و در اين صورت ، اين سخن با آنچه فاكهى از ابناسحاق - كه ما از سيره آن را نقل كرديم يكسان است .
فاكهى مىگويد : زبير بن ابوبكر از عمر بن ابوبكر موصلى از زكريا بن عيسى از ابنشهاب نقل كرده كه در آن زمان ، دو پيمان بسته بودند در مورد اولين پيمان قريش ، بايد گفت كه خاندان كلاب با قبايل بنىكعب بن لؤى درآميختند ؛ اين كار باعث شد كه خاندانهاى مخزوم ، عدى ، سهم و جم كه با هم پيمان بسته بودند ، در مقابل آنان متحد شوند . همپيمانى آنها از طريق آغشتن دست خود در ظرفى بود و به همين دليل آنان را مطيبين ناميدند . همپيمانان مخالف ايشان نيز « احلاف » ناميده شدند ، زيرا اساس
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: محمد مقدس
ص١٣٤