همپيمانى آنها ، مخالفت و ايستادن در برابر آن ائتلاف بود . اينان ظرفى از خون فراهم آوردند و براى بستن پيمان ، دستان خود را در آن فرو بردند . « 1 » زبير بن ابوبكر در حديث خود مىافزايد : « احلاف » براى هر قبيله ، قبيلهاى را در نظر گرفتند و ولايت خاندان عبدالدار بر كعبه ، پرچم و شورى را نپذيرفتند و مقام و موقعيت ايشان را به رسميت نشناختند و گفتند : چرا بايد اين گروه اندك بر ما حكمرانى و ولايت داشته باشند ؟ « 2 » ما بايد اين مقامها را از ايشان باز ستانيم . پس به سراغ كليد كعبه رفتند و آن را از عثمان بن عبدالدار و فرزندانش باز گرفتند ، از آن به بعد فرزندان عبدالدار به « احلاف » اضافه شدند و با ايشان همپيمان گرديدند و پيمان ميان خود را محكم كردند و هر قبيله ، قبيلهاى را براى خود در نظر گرفت و خاندان سهم با خاندان عبدمناف رو در رو شدند .
در اين خبر چنين آمده كه پيمانى كه به نام پيمان مطيّبين نام گرفته قبل از درگيرى و منازعه خاندان عبدمناف با خاندان عبدالدار و در حالى كه [ كليد كعبه ] در اختيار عبدالدار بوده ، منعقد شده است .
فاكهى مىگويد : عبداللَّه بن ابوسلمه از عبدالجبار بن سعيد مساحقى از محمد بن فضاله ثمرى از محمد بن اسحاق ، از عمر بن نافع از پدرش از ابنعمر چنين نقل كرده است : كار پذيرايى از حجاج برعهدهء عبدالعزّى بن قصىّ و پردهدارى و پرچم و دارالندوه به عهدهء عبدالدار بن قصى بود . فرزندان عبدمناف بن قصى نيز پنج تن بودند : عمر ، هاشم ، عبدشمس و مطلّب و نوفل . اين خبر حكايت از آن دارد كه عبدالعزى بن قصى پذيرايى را به عهده گرفت ، حال آن كه در سيرهء ابناسحاق مطلبى متفاوت با اين آمده است .
هامش
( 1 ) . الروض الانف ، ج 1 ، ص 153 .
( 2 ) . فرزندان عثمان بن عبدالدار به تنهايى جدا از بقيهء فرزندان عبدالدار ، عهده دار پردهدارى كعبه بودند . پس از آن عبدالعزّى بن عثمان بن عبدالدار و بعد از او ابوطلحه عبداللَّه بن عبدالعزّى بن عثمان بن عبدالدار و سپس تا زمان فتح مكه ، پسرش عهدهدار پردهدارى كعبه شد .