كرده است و بيش از سيصد سال قدمت دارد .
مورد ديگر ، كاروانسرايى است كه به « كاروانسراى سبتيّه » معروف است و در سال 529 وجود داشته است .
كاروانسراى ديگر آن است كه پشت كاروانسراى زرندى قرار دارد و ويژهء زنان مىباشد و طى قرن هفتم پابرجا بوده است .
كاروانسراى ديگرى در نزديكى اين كاروانسرا وجود دارد كه به آن « كاروانسراى بنت حرابى » مىگويند ؛ زيرا همين زن ، در آن ساكن بوده و به من گفتهاند كه همو آن را وقف كرده است .
« كاروانسراى ورّاق » نيز نزديك باب ابراهيم است كه نام واقف و تاريخ وقف آن را نمىدانم .
كاروانسراى ديگر ، « كاروانسراى قاضى موفق جمالالدين على بن عبدالوهاب اسكندرى » است كه آن را در سال 604 وقف اعراب مجرّد و نيازمند كرده است و متأهلان در آن جايى ندارند . اين مطالب بر سنگ نوشتهاى بر درِ آن قيد شده و كلمهء عَرَب به فتح اول و دوم قيد شده است . اين كاروانسرا پايين شهر مكه واقع است .
در سمت شبيكه در « مسفله » نيز چندين كاروانسرا وجود دارد :
از آنهاست كاروانسرايىكه به « كاروانسراى ابو رُقَيبه » معروف است ( چون وى در آن ساكن بوده است ) و به آن « كاروانسراى عفيف » هم مىگويند ؛ عفيف همان ارسوفى صاحب مدرسهاى در نزديكى آن است كه آن را از سوى خود و از سوى موكّل شريك خود قاضى عبدالرحيمبن على بيسانى « 1 » در سال 571 وقف كرده است ؛ در سنگ نوشتهء درِ
هامش
( 1 ) - وى وزير سلطان صلاحالدين ايوبى بوده و در سال 596 ه . وفات يافته است . شرح حال او در اين منابعآمده است : خريدة القصر ( القسم المصرى ) ، ج 1 ، ص 35 ؛ « معجمالبلدان » ، ج 1 ، ص 788 ؛ « مرآة الزمان » ، ج 8 ، ص 873 ؛ « ذيل الروضتين » ، ص 17 ؛ « الجامع » ( ابن الساعى ) ، ج 9 ، ص 28 ؛ « وفيات الأعيان » ( شمارهء 347 ) ؛ « طبقات الشافعية الكبرى » ، ج 4 ، ص 253 ؛ « البداية والنهايه » ، ج 13 ، ص 24 ؛ « التكمله لوفيات النقله » ، ج 1 ، ص 358 ؛ « الفلاكة والمفلوكون » ، ص 89 ؛ « السلوك » مقريزى ، ج 1 ، ص 153 ؛ « حسنالمحاضره » ، ج 1 ، ص 27 « شذرات الذهب » ، ج 4 ، ص 324