غريبه و متديّن و مستمند كردهاند .
« كاروانسراى ربيع » از كاروانسراهاى معروف است كه واقف ، آن را از سوى موكّل خود ، سلطان ملك افضل نورالدين على « 1 » بن سلطان صلاحالدين يوسفبن ايّوب در تاريخ دههء ميانى ذىحجه 594 براى مستمندان غريب و مسلمان وقف كرده است .
مورد ديگر ، كاروانسرايى است نزديك كاروانسراى ربيع كه سيد حسنبن عجلان ، امير مكه دستور بناى آن را داد . اين كاروانسرا به ايوان خانهاى متصل است كه امير مكه براى خود « در اجياد » ساخته است و بخش اعظم طبقهء پايين و يك طرف از طبقهء بالاى آن مورد مرمّت و بازسازى قرار گرفت و در سال 822 بنّاهايى در مكه براى تكميل آن ، به كار گرفته شدند و ساخت آن آغاز شد . شريف حسن دستور بناى آن را در سال 816 داد و چاه معروف به « عفراء » در آن حفر گرديد .
« كاروانسراى بنتالتاج » ، يكى ديگر از كاروانسراها است . نمىدانم در آغاز چه كسى آن را وقف كردهاست . ( اين كاروانسرا ) بيش از دويست سال قدمت دارد و روى در آن سنگنبشتهاى است كه در آن اين عبارت آمده : اين كاروانسرا براى زنان صوفى و مقيم وقف شده است .
و مورد ديگر ، كاروانسرا « كاروانسراى مسكينه » است .
كاروانسراى ديگرى نيز در حِزاميه هست كه به « كاروانسراى دمشقيّه » معروف است و براى صوفيه و علما و قاريان ( قرآن ) و فقراى اهل دمشق و اهالى عراق عرب و عجم ، در رجب سال 529 وقف شده است .
« كاروانسراى زرندى » ديگر كاروانسرايى است كه شيخ نجيبالدين ابوالحسنبن محمدبن جبرئيل زرندى آن را براى سادات زرند كه به حج بيتاللَّهالحرام مىآيند ، وقف
هامش
( 1 ) - وى در دمشق سلطنت كرد و در سال 622 ه . وفات يافت . در بارهء او نك : ابن و اصل ، « مفرّج الكروب » ، ج 2 ، 423 ذيل « الروضتين » ابىشامه ، ص 145 ؛ « شفاء القلوب » ، ص 256 ؛ « التكمله لوفيات النقلهء » منذرى ، ج 3 ، ص 140 ؛ « البداية والنهايهء » ابن كثير ، ج 13 ، ص 108 ؛ « امراء دمشق » صفدى ، ص 58 ؛ « النجوم الزاهره » ، ج 6 ، ص 262 ؛ « شذرات الذهب » ، ج 5 ، ص 101 ؛ « ترويح القلوب في ذكر الملوك » بنى ايوب زبيدى ، ص 69