نظر در صرف اين كلمه مطلبى است كه نووى بيان كرده و گفته كه به كسر « ميم » است و ما در اصل اين كتاب مسأله را بازتر كردهايم .
منا نام مكان ديگرى نيز هست و ابوالفرج اصفهانى صاحب « الأغانى » اشعارى از لبيدبن ربيعه در بارهء « منا » نام برده با اين مطلع آورده است :
عفت الدّيارُ محلُّها فَمُقامها * بمنَى تَأَبَّدَ غَوْلُها فرِجامها
سپس توضيح مىدهد : « عفت » يعنى كهنه و فرسوده شد و « منا » جايى در بلاد عامر است نه در مكه .
حكم ساختن بنا در منا
ابراهيمبن محمد دمشقى « 1 » بهطور شفاهى در مسجدالحرام به منگفت كه احمدبن ابىطالب از ابنالّلتّى از ابو الوقت ، از داودى ، از ابنحمويه ، از عيسىبن عمر ، از عبداللَّهبن عبدالرحمان دارمى ، از اسحاق ، از وكيع ، از اسرائيل ، از ابراهيمبن مهاجر ، از يوسفبن ماهاك ، از مادرش مسيكه - كه از وى به نيكى ياد كرده - از عايشه نقل كرده كه گفت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : اجازه مىدهيد خانهاى براى شما بسازيم تا سايهبانى باشد ؟
حضرت فرمود : خير ، اينجا اقامتگاه كسانى است كه پيشتر آمدهاند . ابوداود از احمدبن حنبل و ترمذى اين حديث را آوردهاند . ابويُمْنبن عساكر « 2 » پس از آوردن اين حديث مىگويد : مفهوم اين سخن دلالت برآن دارد كه احياى هيچكدام از ( زمينهاى ) موات منا جايز نيست و هيچ بخش از آن قابل مالكيت نيست و هيچ كس حق ندارد جايى از آن را به خود اختصاص دهد و حصارى دور آن بكشد يا خانهاى براى خود بسازد . اهل مكه و
هامش
( 1 ) - برهان الدين ابوبكر ابراهيمبن محمدبن صديق دمشقىِ شافعىِ صوفى ، مؤذن جامعاموىِ دمشق ساكنمكه و معروف به ابنرسام بود . وى متوفاى سال 806 ه . است وتقىفاسى درتاريخ از او ياد كرده است . نك : « الضوء اللامع » ، ج 1 ، ص 148 - 147
( 2 ) - عبدالصمدبن عبدالوهاببن حسينامينالدين دمشقى مكّىدرسال 686 ه . ق . وفاتيافت . نك : لحظ الألحاظ ، ص 81 و 82