نيز جزء حرم ( مكه ) است و بنابراين آنچه احيا مىشود ، مىتواند در مالكيت در آيد و احكام ملكى برآن صدق مىكند و اين درست نيست ، زيرا در منا نكتهاى هست كه ( در جاهاى ديگر نيست و ) آن را متمايز مىسازد و بايد حساب آن را از حساب زمينهاى موات حرم جدا بدانيم و آنجا عبادتگاه و محل انجام مناسك عموم مسلمانان است و به صورت مسجد و جاهاى ( وقفى ديگر ) در آمده است و هرجا كه چنين باشد ، نمىتواند ويژهء كسى باشد و هركس زودتر آمده باشد ، حق استفاده از آن را دارد و بنا كردن در آن ، ناممكن است و به مالكيت نيز در نمىآيد . پس همچون جاهاى ديگر نيست كه بتوان آن را به مالكيت درآورد . حكم بنا كردن در منا همان حكم بنا در عرفه است ؛ زيرا عرفه با منا از نظر علّت منع بنا ، بنا بر رويات صحيحتر - يكسان است . والله اعلم .
فضيلت منا و معجزههايى در آن
فضيلت سرزمين منا مشهور است ( و نيازى به توضيح وبيان ندارد ) و تنها براى تبرّك ، مواردى از آن را مىآوريم .
مطالبى در اين باره در بحث مسجد خيف آورديم ؛ از جمله روايتى است كه در « صحيح ابنحِبّان » و ديگران ، از حديث عبداللَّه بن عمر نقل شده كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله زمانى كه ميان دو اخشب منا بود ( با دست به سوى مشرق اشاره كرد و فرمود : ) « در آنجا وادىاى هست كه به آن « وادى السُّرَر » مىگويند و در آن درختى وجود دارد كه زير آن ، ناف هفتاد پيامبر بريده شده است » .
محبّ طبرى پس از آوردن اين حديث ، مىگويد : در توضيح فرمايش پيامبر صلى الله عليه و آله بايد گفت كه مراد بريده شدن ناف آنها توسط قابله به هنگام نوزادى است و منظور آن است كه آنها زير آن درخت به دنيا آمدهاند و جايى كه اين مكان وجود دارد ، به نام « وادى سُرَر » ( نافها ) ناميده مىشود كه با فتح و كسر « سين » هم آمده و در هر حال حرف « راء » مفتوح است .
محبّ طبرى محل اين گردنه را روشن نساخته و من نيز آن را نشناختم و « اخشبان »