در جادهء مدينه قرار دارد و خروج و ورود از آن به مكّه مستحب است ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله در حَجّةالوداع چنين كرد و در زمان فتح مكه ( آن حضرت صلى الله عليه و آله ) بنا به گفتهء ابناسحاق ( در سيرهء خود ) و ازرقى ، از راه كوهستانى اذاخر در بالاى مكه وارد گرديد . موسىبن عقبه مطلبى دارد حاكى از اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه از كَداء در بالاى مكه وارد شد .
زبير بن عوام نيز چنين گفته است . « 1 » و امّا در مورد عمرهء آن حضرت صلى الله عليه و آله كه از ميقات جِعرانه صورت گرفته ، از پايين مكه وارد و از همان جا خارج شد . اين مطلب در خبر فاكهى آمده كه به اسناد خود آن را آورده و در رجال اين سلسله اسناد ، كسى وجود دارد كه او را نمىشناسم .
17 - مَأْزمان ؛ ( دو مأزم ) كه مستحب است حاجيان در بازگشت از عرفه ، از اين راه باز گردند و آن همان جايى است كه امروز اهل مكه آن را مضيق ( تنگه ) ميان مزدلفه و عرفه مىنامند .
صاحب « المطالع » مىنويسد : مأزمان به صورت همزهدار و به صيغهء تثنيه است .
ابنشعبان مىگويد : آنها ، دو كوه مكهاند و جزو مزدلفه نيستند .
نووى در « التهذيب » مىنويسد : مأزمان دو كوه هستند در فاصلهء عرفات تا مزدلفه كه ميان آن ، جاده است و مراد فقها در آن ، همين جاده است و هنگامى كه مىگويند بر جادهء مأزمين مراد همين جادهاى است كه ميان آنها وجود دارد . امّا اهل لغت مىگويند :
« مأزمان » تنگراهى است ميان دو كوه « 2 » ( نقل قول به اختصار ) .
محبّ طبرى در معناى آن گفته است : برخى مردم ، تركِ همزهء مأزمين از سوى فقها را نادرست دانسته و آن را لهجهاى دانستهاند . حال آنكه امر يقينى نيست . ترك همزه در اسم معنى ، به اتفاق عربىدانان جايز است . اگر كسى با همزه بخواند درست خوانده و اگر همزه را تلفّظ نكند و با تخفيف بخواند و هر دو فصيح ( و درست ) است . ازرقى نيز يادآور شده كه فاصلهء ميان اين دو كوه ، يكصد ذرع و دوازده انگشت است . ابنخليل نيز
هامش
( 1 ) - امام معافرى ، « السيرة النبويه » ، ج 4 ، ص 91
( 2 ) - تهذيب الاسماء و اللغات ، ج 2 ، ق 2 ، ص 148