مكه همان عقبه ؛ يعنى حدّ منا ، 9139 ذرع و سه هفتم ذرع دستى است و همين فاصله تقريباً نزديك به رقمى است كه ازرقى در اندازه منا گفته است و به گفتهء وى 7200 ذرع است . « 1 » محبّ طبرى و ابنخليل يادآور شدهاند كه از آن جهت اين مكان محسّر ناميده شده كه فيلهاى اصحاب فيل در آنجا خسته شده و از پاى درآمدند .
گفتنى است : در اين مورد بايد تأمل كرد ؛ زيرا ابناثير در « نهايةالغريب » آورده است كه فيلها وارد حرم ( مكه ) نشدند . و اين مطلب را ذيل مادهء « حبس » مطرح كرده و گفته است . آن فيلها را حبس كنندهء فيلها ، حبس كرد . « 2 » ازرقى يادآور شده است كه مساحت وادى محسِّر 545 ذرع ( مربع ) است . « 3 » ائمهء چهارگانه اتفاق نظر دارند كه شتاب كردن در عبور از اين مكان ، به اندازهء پرتاب يك سنگ براى پياده و سواره ، مستحب است . رافعى وجه ضعيفى را بيان كرده و گفته است : براى فرد پياده شتاب كردن استحبابى ندارد . اساس استحباب شتاب در اين مكان ، فعل آن حضرت صلى الله عليه و آله است كه البته در برخى احاديث نكاتى در خلاف آن آمده است ، ولى احاديث حاكى از شتاب كردن پيامبر صلى الله عليه و آله بيشتر و درستترند و از اين نظر كه اثباتى هستند ، بر رواياتِ مخالف مقدّم دانسته شدهاند . در مورد علت شتاب دادن آن حضرت به مركب خود در اين مكان ، اختلاف دارد . گفته مىشود : ممكن است براى اين بوده كه اين مكان ، از پهناى بيشترى برخوردار بوده است و نيز گفته شده كه آن حضرت اين كار را براى آن كرد كه اين مكان مأواى شياطين است و براى همين آن حضرت صلى الله عليه و آله شتاب در آن را مستحب دانست . ممكن است در اين شعر كه عمربن خطاب كه آن را به هنگام عبور از عرفه به مزدلفه سرود ، اشاره به همين نكته باشد :
إليك تعدو قلقاً وضينها * مخالفاً دين النصارى دينها
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 2 ، ص 186 .
( 2 ) . ابن اثير ، « النهايه » باب « الحاء مع الباء » .
( 3 ) . اخبار مكه ، ج 2 ، صص 189 - 190 .