دليل شبههاى كه براى او پيش آمده و باعث سكوت وى در برابر جواز وقوف در اين مسجد شده - به نظر وى اين مسجد ، جزو عرفه باشد .
محبّ طبرى نوشته است : حدّ عرفه كه ازرقى از ابنعباس نقل كرده ، مستلزم آن است كه عُرَنَه جزو عَرَفه باشد . پيش از اين در ذكر عُرَنَه ، به آنچه ازرقى در حدّ عرفه گفته و نيز به استدلال محبّ طبرى به آن در خصوص جزو عرفه بودن عُرَنَه ، اشاره كرديم .
وى بلافاصله پس از آن مىگويد : فرمودهء پيامبر صلى الله عليه و آله تأييدى بر استدلال دوستان ما در اينباره است كه عُرَنَه ، جزو عَرَفه نيست . حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : « از دشت عُرَنَه بالا رويد . » در اين سخن دلالتى بر آنچه گفتهاند ، نيست ، بلكه دليلى بر ( تأييد نظر ) مذهب مالك است و فرمان آن حضرت در بالا رفتن از عُرَنَه اين برداشت را مطرح مىسازد و روايت ديگر هم آن را تأييد مىكند : « همه جاى عَرَفه جاى توقف است مگر عُرَنَه » و استثنا خود دليل بر آن است كه « مستثنى » بخشى از « مستثنى منه » است و استثناى منقطع خلاف اصل است .
مىتوان پذيرفت كه دليل بر اختلاف نظر در حكم وقوف در آن و در عرفه است كه از نظر مالك چنين است و بنابراين مذهب ، تا زمانى كه ( حاج ) در جايى از حدود عرفه بايستد ، حج او درست است و اگر جاى ديگرى بايستد ، حج وى صحيح نيست . عُرَنَه با ضمّ اوّل و فتح دوم است و به اين صورت ، شناخته شده است . البته به ضمّ اول و دوم و نيز به ضمّ اول و سكوت دوّم گفتهاند كه اين نظر را ابنعبدالسلام مالكى در « شرح مختصر » ابنحاجب بيان كرده است .
14 - قُزَح ؛ جايى كه مستحب است حاجيان ظهر روز عيد قربان در آن توقف كنند و آن در مزدلفه است و همان مكانى است كه حاجيان ظهر عيد قربان براى دعا در آن گرد هم مىآيند و آن را « مشعرالحرام » مىگويند . محبّ طبرى و ديگران به اين مطلب اشاره كرده و او در « شرح التنبيه » مىگويد : « قُزَح » به ضمّ اول و فتح دوم ، مزدلفه است كه روى آن بنايى ساخته شده كه هركس مىتواند روى آن مىايستد و اگر نتوانست كنار آن رو به قبله مىايستد و به تلبيه گفتن مىپردازد و دعا مىكند . بهتر است كه مردم آنچه را كه
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 542
مساهمون: محمد مقدس
ص٥٤٢