تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
اختلاف اندازهء آن با آنچه ازرقى گفته ، نادرست باشد ، احتمال چهارم به طريق اولى نادرست است ؛ چرا كه خيلى بيش از احتمال سوم ، اختلاف دارد ؛ به‌ويژه اگر گفته شود كه مراد ، محل ديوار خانهء كعبه مشرف به صفا باشد ؛ چرا كه از طاق ميانى تا آنجا ، هفده ذرع آهنى است و به ذرع دستى نوزده ذرع و سه هفتم ذرع مىشود . اكنون كه معلوم شد همهء اين احتمال‌ها ، غير قابل قبول است ، تنها احتمالِ باقىمانده ، همان احتمال دوم است كه با سخن ازرقى نيز همخوانى دارد ؛ زيرا از ابتداى پااندازى كه زير سه پله قرار دارد تا آخر آن - كه بر فراز زير پلهء زير طاق ميانى قرار دارد - ده ذرع دستى فاصله است و بنا به نظر ازرقى در فاصلهء ميان حجرالأسود تا صفا ، اين همان طاق اضافى به شمار مىرود . ازرقى فاصله ميان حجرالأسود تا صفا را بيان كرده تا نشان دهد بعد از آن ، محل سعى قرار دارد و پاانداز پايينى ياد شده از آن سوى فاصلهء مزبور ، محلى براى سعى خواهد بود و سعى كسانى كه روى آن ايستاده باشند ، ان‌شاءاللَّه صحيح است و سعىكننده نبايد فروتر يا فراتر از آن قدم بگذارد . پاانداز ياد شده نيز همانى است كه روى آن را خاك گرفته است و بنابراين منتفى است و سخن توّهم آميز خلاف آن چيزى است كه محبّ طبرى در « شرح التنبيه » آورده است . او مىگويد : در پايين و دنبالهء صفا ، پله‌هايى ساخته شد و لازم است كه سعى كننده در بالا رفتن از آنها احتياط كند ؛ چرا كه سطح زمين بالا آمده است و بدون بالا رفتن مىتوان كعبه را ديد . همچنين مطلبى است كه نووى در « الإيضاح » آورده است و مىگويد : از واجباتِ سعى آن است كه همهء مسافت ميان صفا و مروه طى شود و اگر حتى چند گام طى نشده بماند ، « سعى » درست نيست ، به طورى كه اگر سواره هم باشد بايد چهار پا را تا آنجا ببرد كه سمّ خود را بر كوه وارد آورد تا چيزى از مسافت ياد شده باقى نماند و سعى كنندهء پياده بايد در ابتدا و انتهاى سعى ، پاى خود را به كوه بچسباند ، به طورى كه هيچ فاصله‌اى باقى نماند و لازم مىآيد كه پاشنهء پا را به پايين كوه مماس گرداند و سر انگشتان پاى خود را به طرف آنجايى كه مىرود بچسباند ؛ يعنى در ابتدا پشت پاى خود را به صفا و در انتها انگشتان پاى خود را در مروه بچسباند و در بازگشت به