بكرى و نووى ، « 1 » در پايين كوه ابوقبيس و جايى مرتفع از كوه است كه پله دارد و داراى سه طاق است و پلكان از بالا تا پايين طاقها را در برمىگيرند . از اتاق اول تا دوم سه پله است كه تا وسط طاق مىرسد و زير طاقها نيز يك پله و پايين آن پاانداز وسيعى است . پس از آن نيز سه پله و باز پاانداز بزرگى همچون پاانداز نخست قرار دارد ، كه به زمين مىرسد و گويى روى آن خاك ريخته شده و ( در حال حاضر ) از نظر پنهان گشته است . عرض سه پلهاى كه در فاصلهء دو پاانداز قرار دارند ، دو ذرع و نيم به ذرع آهنى است . زير پا انداز پايينى كه به زمين مىچسبد ، پلكان در خاك فرو رفتهاى است كه داراى هشت پله بوده است و پايين آن پاانداز ديگرى همچون پاانداز قبلى است . پس از آن دو ، پله و زير اين دو پله ، سنگ بزرگى قرار دارد كه مىتواند از كوه باشد . اين پلكان دفن شده را ، تنها روبهروى طاق ميانى طاقهاى « صفا » مىتوان ديد و ظاهراً در برابر دو طاق ديگر نيز چنين چيزى وجود دارد . فاصلهء ميان طاق ميانى صفا تا انتهاى پلكان دفن شده ، هجده ذرع آهنى است كه در حضور خودم و پس از آنكه پلكان ياد شده مورد حفارى قرار گرفت - در هفدهم شوّال سال 814 - اندازهگيرى شد . آغاز كار حفارى در روز شنبه پانزدهم شوال همان سال بود .
مردم براى تماشاى پلههايى كه ( پس از حفارى ) ظاهر مىشد گروه گروه هجوم مىآوردند و خوشحالى و سرور زايدالوصفى آنان را در بر گرفته بود ؛ زيرا بسيارى از سعى كنندگان بهويژه سوارهها به پلهاى كه اكنون نمايان شده بود ، نمىرسيدند . علت حفارى ما نيز وجود شايبهء عدم صحّت « سعى » از سوى يكى از فقهاى مكه در روزگار ما دربارهء كسانى بود كه به اين پله نرسند ؛ زيرا يك فقيه شافعى اشاره كرده بود كه در صفا پلهاى هست كه شايسته است سعى كننده احتياطاً به آن نيز برسد تا بر درستى ( سعى خود ) يقين كند . متن اين نظر را خواهيم آورد و اين سخن به معناى آن است كه احتمالًا برخى از پلههاى كنونى ، بعداً ايجاد شدهاند ؛ چون جز آنها پلهاى وجود ندارد كه سخن را حمل بر آن كنيم .
هامش
( 1 ) - منبع پيشين ، ج 1 ، ق 2 ، ص 181