تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
سند آن به خودش مىرسد ، چنين نقل‌كرده است : دشت طوى ميان سرازيرى راه كوهستانى قبرستان معلّاة به سمت راه كوهستانى القصوى است كه به آن « خضراء » هم مىگويند ، و به طرف قبرستان مهاجرين پايين مىرود . « 1 » در صحيح بخارى مطلبى در تأييد اين گفته موجود است . قاضى بدرالدين‌بن جماعه بنا بر نقل قول پسرش قاضى عزالدين از وى كه دايىام آن را برايم باز گفت ، اين مطلب را صريحاً بيان كرده است و نووى نيز مىگويد : ذوطوى جايى است در پايين مكه ، در جادهء اصلى عمره كه امروزه به « آبار زاهر » معروف است . « 2 » داودى نيز در نقل قول از صاحب « المطالع » مىگويد : « ذوطَوى » همان « ابطح » است » كه البته بعيد مىنمايد . حرف « طاء » طوى سه حالت ( يعنى مكسور و مفتوح و مضموم ) دارد و با الف مقصور است و بنا به نظريهء ائمهء مذاهب چهارگانه ، غسل كردن محرم در آن مستحب است . هر چند دوستان ما ( مالكىها ) اين كار را براى زنى كه در حيض و نفاس باشد ، مستحب نمىدانند ؛ زيرا به اين گونه زنان توصيه نشده كه پس از قدم گذاشتن به مكه ، به طواف بپردازند و ( مىدانيم كه ) غسل براى طواف ، مقرر شده است . بلكه از مُحرم خواسته مىشود در صورتى كه در راه آن بود ، غسل كند . 9 - رَدْم ؛ كه برخى شافعىها از آن ياد كرده‌اند . فرد محرم وقتى رهسپار مكه است ، در آنجا به دعا مىايستد و همان ردم ( آب‌بند ) عمربن خطاب در بالاى مكه است كه مردم آن را مىشناسند . علت احداث آن نيز از اين قرار است : در زمان خلافت وى سيل معروف به سيل « امّ نَهْشَل » جارى شد . سيلاب وارد مسجدالحرام گرديد و مقام را از جاى خود در آورد و ناپديد كرد و از آنجا كه اين واقعه بر عمر گران آمد ، اين آب‌بند ( ردم ) را ساخت تا مسجدالحرام مصون بماند . 10 - صفا ؛ و آن ابتداى سعى است و بنا به گفتهء چند تن از علما ؛ از جمله ابوعبيد
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 297 ( 2 ) - تهذيب الأسماء و اللغات ، ق 2 ، ج 1 ، ص 115 ، و نووى مىگويد : طوى با فتح « طاء » است كه ضمّه و كسرهءآن نيز جايز است ، واوِ مخفف آن نيز مفتوح است .