فقيه مورد نظرى كه اين نكته به ذهنش رسيده بود ، برايم چنين گفت : ظاهراً مراد از پلههاى ايجاد شده غير از اين پلهء نمايان شده است كه البته با حفارى مسأله روشن مىگردد . ما نيز حفارى كرديم تا اين كه پلههايى را كه گفتيم ، نمايان گشت و خيلى بعيد است كه همهء پلهها مدفون شده باشند و آنچه ظاهر است در جاى ديگرى ساخته شده باشد ، به طورى كه در سعى ، ايستادن بر روى آنها ، جايز نباشد . مىتوان گفت برخى از همين پلههاى مدفونشده ، جزو پلههاى ايجادشده هستند ، زيرا بنا بر آنچه از سخن ازرقى برمىآيد ، آنها در غير از محل سعى قرار دارند . در روايتى كه سند آن به خودش مىرسد ، آمده است : فاصلهء ميان ركن حجرالأسود تا صفا 262 ذرع و هجده انگشت است . « 1 » صفا كه ازرقى فاصلهء آن تا حجرالأسود را ذكر كرده ، همان محل سعى است و آنچه ازرقى در اندازهء فاصله ميان صفا و حجرالأسود بيان كرده ، يا تا ابتداى پلههاى مدفون شدهء زير طاقهاست و يا تا خود طاقهاست و يا اين كه بالأخره بعد از آنها را هم شامل مىشود كه جز احتمال دوم ، در احتمالهاى ديگر ، جاى تأمل است . احتمال نخست از اين جهت جاى تأمل دارد و منتفى است كه از حجرالأسود تا ابتداى پلههاى دفن شده 221 ذرع و يك چهارم ذرع و يك هشتم ذرع آهنى برابر با 253 ذرع دستى است - كه خود آن را اندازه گرفتهام - و مقدار نه ذرع و سه چهارم ذرع كمتر از رقم داده شده از سوى ازرقى براى فاصله ميان حجرالأسود تا صفاست و نشان مىدهد كه اين قسمت را منظور نكرده است .
احتمال سوم نيز از آنجا كه از حجرالأسود تا طاق ميانى صفا 239 ذرع و يك چهارم و يك هشتم ذرع آهنى است و به ذرع دستى و بنا بر اندازهگيرى حضورى 273 و چهار هفتم ذرع است و از آنچه ازرقى آورده مقدار ده ذرع و پنج هفتم ذرع و سه چهارم و يك پنجم يك هفتم ذرع بيشتر است ، دلالت بر آن دارد كه پلهها را منظور نكرده است و احتمال چهارم نيز از اين نظر مشابه احتمال سوم است ؛ زيرا اگر احتمال سوم به دليل
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 118