مشرف بر مسجد حرس در بالاى مكه ، سمت راست كسى كه در محصّب به طرف بالا مىرود . وجه استدلال در اين سخن نووى در مورد آنچه كه در توضيح حجون گفتيم ، مانند همان استدلالى است كه از سخن خزاعى داشتيم و پيش از اين گفته شد . فاكهى نيز مطلبى در تأييد گفتهء ازرقى مبنى بر قرار داشتن حجون در بخش بالاى مكهء يمانى و نيز در معرفى آن دارد . فاكهى از جملهء آگاهان به اخبار مكه است و سخن وى تأييدى بر گفتههاى ازرقى و خزاعى دربارهء حجون است . ( خداوند آگاه است ) .
« شعب جزارين » امروزه شناخته شده نيست ؛ هر چند ميان باروى مكه و كوهى كه به آن جبل ابنعمر مىگويند مكانى شبيه دره وجود دارد كه شايد همان شعب جزّارين باشد .
شعب جزّارين ، به گفتهء ازرقى همان شعب ابىدُبّ است . او گفته است كه « ابىدُبّ » مردى از خاندان سوائة بن عامر بوده است . « 1 » ديوار عوف كه ازرقى در معرفى حجون ذكر كرده ، امروزه شناخته نيست . شايد بوستانى باشد كه در كوهى به نام جبل ابنعمر واقع است ؛ چراكه از آنجا مىتوان به كوه ياد شده رفت . ممكن است اين خود تأييدى بر يكى از دو احتمالى باشد كه گفتيم اين كوه مىتواند همان كوه حجون باشد . اين مطلب از نزديكى آن به ماجلين كه ازرقى ياد كرده نيز مورد تأييد قرار مىگيرد و اين دو ( ماجلين ) به گمان قوى ، دو بركهء منسوب به صارم هستند كه يكى از آنها چسبيده به باروى مكه است .
سُهيلى در توضيحى راجع به حجون ، سخن شگفتى آورده ، او در « الروض الأُنُف » مىگويد : حجون در فاصلهء يك فرسخ و يك سوم فرسخى مكه است . « 2 » اين مطالب با واقعيت تعارض دارد . آنچه كه محبّ طبرى در ضبط كلمهء « حجون » گفته و پيش از آن نووى در « شرح مسلم » بيان كرده و صاحب المطالع نيز آن را با فتح « حاء » دانسته و ابنملكان آن را با ضم « حاء » آورده ، حال آن كه با حاء فتحهدار ، معروفتر است . اين
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 272
( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 138