عبدالكريم جردى ، از يوسفبن ماهك نقل كرده كه گفت : سيصد پيامبر از جِعْرانه عمره آغاز كردند و در مسجد خيف ، هفتاد پيامبر بهنماز ايستادند . در جعرانه آب بسيار گوارايى وجود دارد كه گفته مىشود پيامبر صلى الله عليه و آله محلّ آب را با دست مبارك خود لمس كرد و از همانجا آب فواره زد و پيامبر صلى الله عليه و آله و مردم از آن نوشيدند و گفته شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله نيزهء خود را در زمين فرو كرد و همانجا آب بيرون زد . اين هر دو خبر در كتاب فاكهى آمده است .
5 - جمار ؛ ( جمع جمره ) است كه در ويژگى حج ذكر شده و در منا قرار دارد . از ابنسيده لغوى « 1 » صاحب « المُحْكَم » نقل شده است كه : جمار در عرفه است . اين گفته قطعاً نادرست است و ما تنها به دليل شگفت بودن ، از آن ياد كرديم . اين موضوع را سهيلى در كتاب خود « الروض الأُنُف » از وى نقل كرده ؛ زيرا از ابنسيده مطلبى را كه در كتاب خود « المحكم » آورده ، نقل كرده و آن را نادرست دانسته است . سهيلى پس از آن مىگويد :
ابنسيده دربارهء جمار ، در كتاب ديگرى مىنويسد : « همان جايى است كه در عرفه واقع است » و اين خطايى است كه هيچ كس مرتكب نشده است و لغزشى نابخشودنى است و ابنسيده از اين لغزشها و خطاها - به هنگامى كه از نسب و غيره سخن مىگويد - فراوان دارد .
جمرهء اوّل همان است كه در كنار مسجد خِيف واقع شده و جمرهء ميانى ، ميان جمرهء ( اولى ) و جمرهء عقبه است و آخرى همان جمرهء عقبه است كه از همهء جمرهها به مكه نزديكتر است و رمى آن به همين ترتيب ، مورد نظر مذهب امام مالك است و اگر به اين صورت انجام نشود و در وقت اداى آن - كه به قول مشهور ، روز است - انجام نگيرد ، مستوجب خون ( قربانى ) است .
ازرقى دربارهء فاصلهء ميان اين جمرهها و نيز ميان جمرهء اول و درِ ميانى مسجد خيف در منا ، سخن گفته است . او در روايتى كه سند آن به خودش مىرسد ، آورده است : از
هامش
( 1 ) - حافظ ابوالحسن علىبن اسماعيل اندلسى ، در لغت و زبان عربى از برگزيدگان و صاحب رأى بود . كتابوى « المحكم » كتاب جامعى است كه طبق ترتيب كتاب « العين » تصنيف شده است . او « المخصص » را نيز تصنيف كرده است . وى در سال 458 ه . وفات يافت .