بَعْدِ قُوَّةٍ . . .
« 1 » اين مطلب را آورده است كه مضمون آن را نقل كرديم . البته سهيلى گويندهء اين سخن را كه « اين زن از قريش است » روشن نساخته ، ولى فاكهى اين نكته را بيان كرده است ؛ او مىگويد : حسنبن حسين ازدى ، از دو نفر ، از ابنكلبى ، از پدرش ، از ابوصالح ، از ابنعباس نقل كرده كه گفت : آيه :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ . . .
دربارهء « زنى از قريش از خاندان تَيْمبن مُرَّه نازل شده است كه به او رَيْطه بنت كعب مىگفتند .
لقب او جِعرانه و مادر اسدبن عبدالعُزّى بوده كه چنين كارى از وى سر زد و زن احمقى بود » .
فاكهى با سند خود از سُدّى در تفسير اين آيه نقل كرده كه گفت : زنى در مكه به نام « حرفا » ريسندگى مىكرد و پس از رشته كردن ، رشتههاى خود را باز مىكرد ( پنبه مىكرد ) و مىگويد : ابنجُرَيج گفت : ابوالهُذَيل گفته است : حرفا در مكه بود و هر چه را مىبافت ، پنبه مىكرد .
و مجاهد در تفسير آيهء :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها . . .
مىگويد : مقصود ، زنانى از اهل نجد هستند كه رشتههاى خود را باز مىكنند و با پشم مخلوط مىسازند و دوباره آن را مىريسند .
مكانى در جِعْرانه كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آنجا احرام پوشيد
ازرقى در روايتى كه سند آن به خودش منتهى مىشود ، گفت : جدّم از زنجى و او از ابنجُرَيج و او نيز از زيادبن محمدبن طارق نقل كرده كه به وى گفته است : او ( محمدبن طارق ) همراه با مجاهد از جعرانه به عمره آمد و از پشت تنگه ، در آنجايى كه سنگ نصب شده است ، احرام پوشيد و گفت : از همين جا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله مُحرِم گرديد و من كسى را مىشناسم كه براى نخستين بار روى آن پشته مسجدى ساخت . او مردى از قريش بود ( نام وى را نيز آورده ) و از پول خود نخلى در كنار آن كاشت و اين مسجد را بنا كرد .
هامش
( 1 ) - نحل : 92