پيشگيرى از يك مفسده و آن اين كه زنان نيز مجبور مىشدند همچون مردان از روى نردهها عبور كنند و با اين كار ( قسمتهايى از بدنشان ) آشكار مىشد ؛ حال آنكه زنان مأمور به حفظ و صيانت خود هستند و بدين ترتيب پيامبر صلى الله عليه و آله بهتر آن ديد كه از آن سوى حجر به طواف بپردازد كه براى دنيا و دين امّتش ، آسايش و اطمينان بيشترى در برداشت .
همين احتمال و توجيه در مورد طواف خلفا و ديگران - كه از آن سوى حجر طواف كردهاند - نيز وارد است و اگر طواف آن حضرت از آن سوى حجر ، به اين دليل و توجيه باشد ، چنين طوافى جنبهء استحباب مؤكد ( و نه واجب ) دارد ؛ زيرا چنان كه پيش از اين نيز گفته شد ، دليلى بر واجب بودن اين فعل پيامبر صلى الله عليه و آله در حج ، براى ديگران نيست . و چنانچه كسى ( در طواف خود ) از وسط حجر و از روى نردهء آن و از آنجايى كه خارج از كعبه باشد ، رد شود بهويژه وقتى روايت هفت ذرع يا شش ذرع و اين حدود را رعايت كرده باشد ، نمىتوان گفت طوافش نادرست و فاسد شده ؛ زيرا اين حكم مبتنى بر دليل نيست .
گروهى از علما ؛ از جمله ابومحمد جوينى و فرزندش امام الحرمين و بَغَوى ، معتقد به صحّت طواف كسانى هستند كه از ميان حجر رد شده و ميان خود و كعبه شش ذرع فاصله را رعايت كردهاند .
رافعى نيز يادآور شده كه اين فتوا صحيح است . لخمى از ياران مالكى نيز قائل به همين نظر است . شيخ خليل جندى در مختصر خود كه شامل فتواهاست ونيز شاگرد وى قاضى تاجالدين بهرام مالكى در « الشامل » به طور قطع قائل به اين نظر هستند و دليل آنها نيز روايت عايشه است كه در آن شش ذرع از حجر ، جزو كعبه دانسته شده و چنان كه گفته شد ، اين روايت در صحيحين آمده است . واللَّه اعلم .
محل حجر و ابعاد و اندازههاى آن
محل حِجر ؛ ميان ركن شامى - يا عراقى - و ركن غربى است .
ويژگى حجر ؛ قطعه زمينى سنگ چين شده و داراى ديوارهاى نقش دارى به صورت نيم دايره است .