بود ، باز گرداند .
محبّ طبرى آنگاه مىافزايد : اين سخن آشكارا با آنچه ازرقى به نقل از ابن ابىمليكه ذكر كرده و نيز با سياق حديث صحيح و طولانى جابر ، تناقض دارد . رواياتى كه مشابه آن نقل شده ، خود شاهدى بر ترجيح روايت ابن ابىمليكه است . در روايت جابر چنين آمده است : سپس به طرف مقام ابراهيم عليه السلام آمد و آيهء :
وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى . . .
را خواند و مقام را ميان خود و كعبه قرار داد . آنچه از اين عبارت به ذهن متبادر مىشود آن است كه مقام به كعبه چسبيده نبود ؛ زيرا اگر چسبيده باشد در عرف نمىگويند به طرف مقام آمد و در صورتى چنين مىگويند كه بتوان به سمت آن رفت يا در پشت آن قرار گرفت و اگر چسبيده باشد ، تنها مىتوان در جلوى آن قرار گرفت .
در اصل اين كتاب ، بقيهء سخنان محبّ طبرى و نيز سخنى از مالك در همين مورد را آورهايم و آنچه را كه صواب ديدهايم روشن ساختهايم .
موسىبن عقبه در « مغازى » خود و ابو عَرُوبه در « الأوائل » و فاكهى در كتاب خود ، مطلبى سازگار با نظر مالك ، مبنى بر اين كه مقام ( ابراهيم عليه السلام ) در زمان جاهليت در طرف روبهروى كعبه به آن چسبيده بود ، آوردهاند .
موسىبن عقبه گويد : مالك در روايتى گفت : ادعا شده است كه مقام به كعبه چسبيده بود و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را به اين جايى كه در اين دوران هست ، تغيير مكان داد .
او اين مطلب را در ضمن خبر فتح مكه ذكر كرده است . ابوعَرُوبه نيز در روايتى كه از وى داريم ، مىگويد : سلمه از عبدالرزاق ، از معمر ، از حميد اعرج ، از مجاهد نقل كرده كه گفت : مقام در كنار كعبه قرار داشت و بيم سيلاب بر آن مىرفت ؛ مردم پشت آن به نماز مىايستادند .
اين بود خلاصهء داستان باز گرداندن مقام از سوى عمر به جاى كنونى آن و آنچه ميان او و مطّلببن ابىوداعهء سهمى در بارهء جاى آن - كه مطّلب تحقيق كرده بود - وجود داشت .
ابوعَرُوبه همچنين مىگويد : سلمه از عبدالرزاق ، از ابنجُرَيج نقل كرده كه گفته