بدين ترتيب تعداد جاهايى ( كه دعا در آنها مستجاب مىشود ) به شانزده مىرسد .
همچنين مىگويد : در آنجا كه از فضيلت نيايش و ندبه در پشت كعبه ياد مىكنيم ، از هفدهمين جا نيز ياد شده است .
به نظر مىرسد جايىكه محبّطبرى بدان اشاره كرده ، همان مستجارى است كه پيش از اين ذكر شد . محبّ مىگويد : آنچه از كلّ اين روايت برمىآيد ، تعميم اجابت دعا در اين جاها است ؛ اعم از اينكه در ضمن مناسك باشد يا نباشد و انشاءاللَّه تعالى نيز چنين است . اينكه برخى ( زمانها ) را مختص اجابت دعا بدانيم و ( زمانهاى ) ديگرى را ندانيم ، خلاف ظاهر است و اگر خصوصيتى براى جاى ويژهاى مسلّم گشت و ثابت شد ، مىتوان آن را به همهء احوال تعميم بخشيد .
در اينكه حسن بصرى از استجابت دعا در كنار جمرهء عقبه سخن گفته ، جاى تأمل است ؛ زيرا انسان در آنجا و به هنگام رمى جمرات ، به دعا نمىايستد بنا براين چگونه در جايى كه دعا كردن نهى شده است ، دعاى انسان مستجاب مىشود ؟ مگر آنكه مراد وى ( حسن بصرى ) آن باشد كه دعا در نزديكى آن مستجاب است و دعا كننده ، از دور در حال رد شدن دعا كند . واللَّه اعلم .
استاد ما قاضى مجدالدين شيرازى در كتاب خود « الوصل والمُنى في فضل مِنى » از جاهاى ديگرى در مكه و حرم ياد كرده كه دعا در آنجا قبول مىشود . از « نقّاش مفسّر » نقل كرده كه او در « منسك » خود گفته است : دعا در ثبير ( دشت ) - دشتى كه در كنار غار فتح واقع است - به اجابت مىرسد ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از نبوت و در اوايل ظهور اسلام در آنجا به دعا و نيايش و عبادت مىپرداخت . از اين رو عايشه امّالمؤمنين در ايام اقامت خود در مكه ، در آنجا اقامت گزيد . وى مىافزايد : و استجابت دعا در مسجد كبش را ديگرى افزوده و همچنين مسجد خِيف را ديگرى اضافه كرد و مسجد نحر در دشت مِنى را نيز ابنجوزى گفته و در مسجدالبيعه كه جزو مِنى است و ( در ) غار مرسلات و غار فتح ( هم دعا مستجاب است ) ؛ زيرا اين غار در ثَبِير ؛ همان جايى كه در منا است و صخرهء عايشه نام دارد . باز افزودهاست : نقاش گويد : دعا در صورتىكه ( دعا كننده ) از درِ بنىشيبه
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: محمد مقدس
ص٣٧٠