سخن بسيار عجيب است « 1 » ولى با اين حال آن را آورديم .
نزديك در معروف به « بابالعمرهء » مسجدالحرام جايى است كه به آن « المتّكأ » گويند . جنب خانهء مرشدى و نزديك مدرسه أرسوفيه كه به آن خواهيم پرداخت ، در راه اصلى تنعيم نيز جايى است كه به آن المتّكأ مىگويند كه هيچيك از اين دو مكانِ مورد نظر نيست ، شايد از اين جهت بدين نام خوانده مىشوند كه در آنجا خستگى راه عمره بدر مىشود و تكيه مىدهند و استراحت مىكنند .
اما در مورد « مسجد شجره » كه بدان اشاره شد ، اين مسجد در حديبيه واقع است و شجره ( درختى ) كه اين مسجد بدان منسوب است ، درختى است كه بيعت رضوان - چنان كه در قرآن كريم آمده است - در سايهء زير آن صورت گرفت . اين درختِ قهوهاى رنگ ، در ميان مردم مشهور شده بود ، پس از قطع ، رنگش متمايل به سياهى شد ؛ زيرا عمربن خطاب وقتى شنيد كه مردم به كنار آن مىآيند و نماز مىخوانند و حرمتش مىگذارند ، دستور قطع آن را صادر كرد ، چون اين كار را بدعت مىدانست .
اين مطلب از ابنجُرَيج در كتاب فاكهى نقل شده است .
فاكهى در بارهء اين مسجد مطالبى بيان كرده ؛ از جمله وقتى ذكرى از مسجد حديبيه به ميان آورده ، مىگويد : اين مسجد در سمت راست جادهء جدّه است و همان مسجدى است كه مردم ادّعا مىكنند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و يارانش در آن بودند و آن « مسجد ركوز » است . پس از آن مسجد ديگرى وجود دارد كه مردم در آن نماز مىخوانند . اين مسجد را يقطين بن موسى در سمتِ چپ بنا نهاد . اين دو مسجد و نيز مسجد حديبيه امروزه شناخته شده نيستند .
در بخش دوم از كتاب « فضائل مكه » تصنيف جندى ، از روايت ابوالقاسم عبداللَّهبن علىبن عبداللَّه طوسى معروف به كركان از ابومنصور طاهربن عباسبن منصور مروزى از مغيرةبن عمروبن وليد عدنى از جندى و در پايان ، از ابومنصور شنيدم كه به نقل از
هامش
( 1 ) - زيرا آنچه مسلم است اين آيه در غار حراء نازل گرديد .