سهيلى مىگويد : اين خبر مىتواند درست باشد ؛ چرا كه خداوند - عزّوجلّ - خود مىفرمايد :
وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
« 1 »
« هر كس در آن قصد ستم و كفر داشته باشد ، او را عذابى دردناك مىچشانيم » .
آنگاه مىگويد : عُتْبى گفت : داستان تبّع ، هفتصد سال پيش از اسلام بوده است . « 2 » مطلبى كه عتبى ذكر كرده ، تا حدّى با آنچه كه ابناسحاق در سيرهاش آورده ، سازگار است ؛ زيرا مىگويد : آن گونه كه گفتهاند تبع نخستين كسى بوده كه كعبه را پرده پوشاند و به واليان خود ، از خاندان جُرهم نيز سفارش به اين كار كرد . « 3 » سبب سازگارى اين دو خبر با يكديگر آن است كه از زمان ولايت خاندان جُرْهُم تا اسلام ، تقريباً همان فاصلهء زمانى است كه عُتبى ذكر كرده است ؛ چرا كه خزاعه به مدت پانصد سال پس از جرهم ولايت بر كعبه را به عهده گرفتند ، البته كمتر از اين فاصلهء زمانى نيز گفته شده است .
ولايت قريش بر مكه پيش از اسلام نيز كمتر از يكصد سال نبوده و چه بسا بيشتر از آن هم بوده است و اگر چنين باشد ، همان مدت زمانى كه عتبى ياد كرده است . آنچه خبر سيرهء ابناسحاق در اين مورد را خدشهدار مىسازد آن است كه داستان تبّع با هذلىها بنا به نقل قول ازرقى از ابناسحاق ، در زمانى جرهم بوده است ؛ زيرا او در خبر تبّع مىگويد : جدم از سعيدبن سالم از عثمانبن ساج از ابناسحاق نقل كرده كه گفت : « تبّع اوّل » رهسپار كعبه گرديد و قصد ويرانى و خرابى آن را كرد . در آن روزگار ، خاندان خُزاعه ولايت كعبه و امارت مكه را بر عهده داشتند . بنابراين خزاعه به دفاع برخاستند و نبرد سختى با او ( يعنى تبع اول ) كردند و او بازگشت و سپس تبع ديگرى آمد و او هم به همين سرنوشت دچار شد و تا آنجا كه مىگويد : و اما تبّع سوّم كه در صدد خراب كردن كعبه برآمد ، در آغاز
هامش
( 1 ) - حج : 25
( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، صص 39 و 40
( 3 ) - تهذيب سيرهء ابنهشام ، ص 22