مطلب را در شمار اخبار مكه ياد كرده ، مىگويد : از عادات مردم مكه آن است كه اگر كودكى زبان نگشود و به موقع حرف نزد ، او را نزد پردهداران كعبه مىآورند و از ايشان مىخواهند كليد كعبه را به دهان كودك بگذارند ، پردهداران كودك را با خود به داخل خزانه كعبه مىبرند و چهرهاش را مىپوشانند و آنگاه كليد كعبه را به دهانش مىگذارند و بدين ترتيب ( كودك ) به زبان مىآيد و به خواست خدا سخن مىگويد . و اين ( معجزه ) در مكه و تا به امروز ، مجرّب است و مردم مكه هنوز هم اين كار را انجام مىدهند .
* از ديگر شگفتىها آن است كه درِ ( كعبه ) در حضور مردمان بسيارى تا آخر باز مىشود و همگان وارد آن مىشوند و ازدحام مىكنند و نماز مىخوانند و به قدرت خداوند همه در آن جاى مىگيرند و نشنيدهام كه كسى از ازدحام و شلوغى آنجا ، مرده باشد ، مگر 35 نفر كه همگى در سال 581 - بنا به گفتهء ابوشامه در « الروضتين » « 1 » به نقل از ابنالقادسى از زبان حجاج اين سال - وفات يافتند - اين خبر را ابن بزورى از « ذيل المنتظم » نيز نقل كرده و به حاجيان ( آن سال ) نسبت داده است .
از ديگر شگفتىها اينكه كعبه از زمانى كه خداوند متعال آن را آفريد ، هرگز خالى از طواف كننده ؛ اعم از انسان ، جن و فرشته نبوده است . اين مطلب را محبّ طبرى و ابنجماعه ذكر كردهاند و پيش از آنها سهيلى نيز شبيه آن را آورده و در اين باره از خبر عجيبى ، سخن گفته است ؛ زيرا به هنگام سخن از بناى كعبه به وسيلهء ابنزبير مىگويد : در خبر است كه او به دور كعبه پردههايى كشيد و اين پردهها ، تا پايههاى كعبه را مىپوشاندند و مردم به گرد آن پردهها طواف مىكردند و هرگز از طوافكننده خالى نشد ، به طورى كه گفته مىشود روزى كه ابنزبير كشته شد ، جنگهاى سختى در گرفت و مردم در گير و دار اين جنگها بودند و هيچ طوافكنندهاى ، جز يك شتر ، ديده نشد كه به گِرد كعبه مىگردد . « 2 »
هامش
( 1 ) - فاسى از بخش گمشدهء كتاب « الروضتين » نقل قول كرده است .
( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 221