روز فتح مكه و نماز گزاردن در اين روز در كعبه مخالف است كه بلال هم - بنا به برداشتى كه از حديث سابق مىشود - از آن سخن گفته و در « صحيح مسلم » هم آمده است .
مانند اين حديث از ايوب سختيانى ، از نافع ، از ابنعمر در « مسند حُمَيْدى » « 1 » هم روايت شده است .
از عُبَيداللَّهبن عمربن حفصبن عاصمبن عمربن خطاب هم در « سنن بيهقى » آمده است و اگر چنين باشد حديثى كه دارقطنى نقل كرده ، به دليل مخالفت با روايت نقل شده از نافع ، به نقل از ابنعمر ، ضعيف و غيرقابل اعتنا است . ضعفى هم كه در اسناد حديث دارقطنى مطرح است ، وجود محمّدبن ابىليلى « 2 » به عنوان راوى در آن است كه به دليل حفظِ نادرستِ حديث و پراكندهگويى و فراوانى اشتباه - هر چند راستگو باشد - ضعيف به شمار مىرود . شُعبه دربارهاش مىگويد : كسى را از ابن أبىليلى بد حافظهتر نديدهام و احمدبن حنبل مىگويد : خيلى بدحافظه و پراكندهگو بود و ابوحاتم « 3 » گويد : خيلى بدحافظه بود . به قضاوت پرداخت ولى خوب از عهده برنيامد . متهم به دروغ نيست ، ولى خطاهاى فراوان از او سر زده است . حديثش را مىتوان نوشت ، ولى قابل استدلال نيست و ابنحِبّان دربارهاش گفته است : « 4 » خيلى بدحافظه و پراشتباه بود و در حديث فراوان خطا مىكرد و شايسته توجه نيست ؛ و دارقطنى مىگويد : بدحافظه و پندارباف است ؛ و ابواحمد حاكم گويد : اغلب احاديث وى برعكس است . كسى كه در حافظهاش ، چنين باشد نمىتوان احاديثى كه روايت كرده ، استناد جُست به ويژه هنگامى كه حديث او با روايت صحيحى كه نقل شده ، تعارض داشته باشد ، كه در اين صورت بايد به آن حديث صحيح استناد كرد ؛ زيرا داراى مزيّتى است كه ترجيح آن را توجيه مىكند ، گو اين كه من مطلبى دال بر روايت كردن ابن ابىليلى از عكرمةبن خالد يا روايت عكرمه از يحيىبن
هامش
( 1 ) - مسند حميدى ، ج 1 ، ص 82 ، شمارهء 149
( 2 ) - او محمدبن عبدالرحمانبن ابىليلى است كه براى بنىاميه و سپس بنىعباس بر مسند قضا نشست و درسال 148 ه . وفات يافت .
( 3 ) - الجرح و التعديل ، ج 7 ، ص 322
( 4 ) - المجروحين من المحدثين ، ج 2 ، ص 243