حديث ) در همزمانى آنها ، افزوده مىشود .
خلاصه اين كه با ابنحِبّان ، در اين نظريه كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حَجّةالوداع وقتى وارد كعبه شد - همچنانكه سفيانبن عُيَيْنَه در روايت پيش گفته اظهار داشته و نيز بيهقى ذكر كرده - در آن نماز نخواند ، مخالفت شده است .
امّا توجيهى كه سُهيلى « 1 » در جمع ميان اختلاف حديث بلال و ابنعباس در مورد نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه ، مطرح كرده ، از چند نظر سزاوار تأمل است :
1 - سخن وى مستلزم آناستكه حديث بلالرا درتأييد نماز آنحضرت صلى الله عليه و آله بر يك زمان و حديث ابنعباس در نفى آن را ، بر زمانِ ديگرى حمل كنيم . اين امر همان اشكالى را دارد كه در سخنان ابنحبّان وجود داشت ؛ يعنى حمل حديث تأييد نماز بر يك زمان و حديث نفى آن بر زمانى ديگر ؛ در حالى كه زمانِ مورد نظر ، در هر دو حديث ، يكى است .
2 - سخن سُهيلى مستلزم آن است كه تأييد و نفى نماز در دو زمان ، در موسم حَجّةالوداع باشد ، اشكال آن در اين است كه بىهيچ شكى ، تأييد نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه از سوى بلال - بنا به حديث عمر در صحيحين و جاهاى ديگر - در روز فتح مكه بوده است و نفى نماز از سوى ابنعباس - اگر منظور فضلبن عباس باشد - محمول بر زمانى است كه ورود وى ثابت شده باشد ، كه همان فتح مكه است .
و اگر منظور عبداللَّهبن عباس باشد كه اصولًا ورود وى ، نه در روز فتح و نه در حَجّةالوداع ، تأييد نشده است و بنابراين ، نفى نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه از سوى وى ، مستند به گفتهء برادرش فضل و اسامه است ؛ چرا كه خبر را از ايشان روايت كرده است . پيش از اين مطرح شد كه نفى آن دو ، محمول بر زمانى است كه ورود ايشان به كعبه تأييد شده باشد ؛ يعنى زمان فتح مكه ، پس نفى عبداللَّهبن عباس نيز چنين است ، و اگر چنين باشد ، گفتهء سهيلى در اين كه تأييد نماز در كعبه از سوى بلال و نفى نماز از سوى ابن عباس در حجةالوداع است ، درست نخواهد بود ؛ زيرا مستلزم آن است كه دوبار ورود آن
هامش
( 1 ) - الروض الأُنُف ، ج 4 ، ص 104