عثمان گفت : اى رسول خدا ، مادرم هنوز در هواى كفر بسر مىبرد . مرا بفرست تا كليد را برايت بياورم . مىگويد : او رفت و به مادرش گفت : مادر ! اين بار با دفعات ديگر تفاوت دارد و اگر كليد را به او ندهى تو را مىكشد . مادرش كليد را درآورد و به او داد و او نيز شتابان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد . وقتى به آن حضرت صلى الله عليه و آله نزديك شد ، كليد را اين دست و آن دست كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست . « عثمان » بر زانو نشست و كليد را به حضرت صلى الله عليه و آله داد . آنگاه به كنار در آمده ، انعامش داد . وى در ادامهمىگويد : سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله در را باز كرد و آنگاه به نزديك اركان كعبه و ديوارهاى آن رفت و دعا كرد و سپس در ميان دو ستون ، دو ركعت نماز به جا آورد .
در اسناد اين حديث در « مسند بزّار » ، زيدبن عوف وجود دارد كه ضعيف است .
حديث عايشه كه در « سنن بيهقى » آمده ، از اين قرار است : ابوعبداللَّه حافظ گويد :
ابوالعباس محمدبن يعقوب از احمدبن عيسىبن زيدبن عبدالجباربن مالك لخمى در تنيّس از عمروبن ابىسلمه تنّيسى از زهيربن محمد ، از موسىبن عقبه و او از سالمبن عبداللَّه نقل كرده كه عايشه گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شد و تا هنگامى كه از آن بيرون آمد چشم از جاى سجدهء خويش برنداشت .
اين حديث را حاكم در « مستدرك » با همين اسناد آورده و گفته است : صحيح است به شرط نقلِ شيخين ، « 1 » ولى آن دو اين روايت را نياوردهاند . « 2 » اما حديث اسامه كه همچون روايات پيشگفته ، نماز خواندنِ پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را تأييد مىكند ، در « شرح معانىالآثار » طحاوى نيز آمده ، آنجا كه مىگويد : حسينبن نصر از ابن ابىشريح ، از محمدبن جعفر ، از علاءبن عبدالرحمان نقل كرده كه گفت : همراه پدرم بودم كه به عبداللَّهبن عمر برخورديم . پدرم از او پرسيد ( و من مىشنيدم ) : وقتى
هامش
( 1 ) - يعنى بخارى و مسلم .
( 2 ) - المستدرك على الصحيحين ، ج 1 ، ص 479