و حديث عبدالرحمانبن صفوان در « معجمالكبير » طبرانى روايت شده و متن آن چنين است : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را همراه يارانش ديدم ، نزد دو نفر از ايشان رفتم و گفتم : وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله وارد خانهء كعبه شد ، چه كرد ؟ ( يكى از ايشان ) گفت : ميان دو ستون ، در سمتِ راستِ كعبه دو ركعت نماز گزارد . و آن گونه كه استادمان ابوالحسن حافظ مىگويد ، رجال طبرانى ، همه رجال « صحيح » هستند .
در « مسند البزّار » نيز چنين آمدهاست : وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله مكه را فتح كرد ، گفتم :
بايد لباسهايم را بپوشم ( و از خانه بيرون شوم ) . خانهام بر سر راه قرار داشت . . . ( آنگاه حديث را ذكر مىكند تا آنجا كه مىگويد : ) وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله بيرون شد ، از يكى از همراهان پرسيدم : رسولاللَّه صلى الله عليه و آله در كجا نماز گزارد ؟ گفت : دو ركعت نماز در كنار تيرك ميانى به طرف راست آن ، به جاى آورد .
در « سنن ابىداود سجستانى » نيز به نقل از اساتيد خود و از گروهى كه در « شرح معانى الآثار » طحاوى نامىاز ايشان نيست ، چنين روايت شده است : ربيع حبرى ، از عبداللَّهبن حميدى ، از محمدبن فضيلبن غزوان ، از يزيدبن ابىزناد ، از مجاهد ، از ابنصفوان يا عبداللَّهبن صفوان نقل كرده كه گفت : شنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه ، وارد ( كعبه ) شده است . لباسهايم را پوشيدم ؛ وقتى رسيدم ( آن حضرت صلى الله عليه و آله ) از كعبه بيرون آمده بود . پرسيدم : رسول خدا صلى الله عليه و آله در كجاى كعبه نماز به جا آورد ؟ گفتند : همين طرفى كه ايستادهاى . پرسيدم : چند ركعت نماز خواند ؟ پاسخ دادند : دو ركعت .
و نيز در حديث عثمانبن طلحه ، كه در « صحيح مسلم » با ترديد روايت شده ، ( زيرا با سند خود به نقل از ابنعمر ، داستان ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه را روايت كرده ) مىگويد :
« بلال يا عثمان بن طلحه » خبرم دادند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شد ؛ در برخى نسخههاى ( صحيح ) مسلم به گفتهء « نووى » ، « بلال و عثمانبن طلحه » آمده و اين روايت با روايتى كه خود مسلم ذكر مىكند - و آن را خواهيم آورد - و بىاشكال هم نيست ، تأييد مىشود ؛ اشكالش در آن است كه يكى از راويان به توّهم منسوب شده است .
مضمون حديث عثمانبن طلحه ، بدون شك و ترديد ، در مسند احمدبن حنبل هم
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: محمد مقدس
ص٢٦٧