دارد ، بنا كرد و درِ غربىِ بسته در پشت كعبه ، در ركن يمانى و زير پاشنهء درِ شرقى را كه بنا به گفتهء ازرقى چهار ذرع و يك وجب است ، ديوار گرفت و بقيه را - همانگونه كه ابنزبير ساخته بود - رها كرد .
اين بود فشردهء مطالب ازرقى در اين باره ، « 1 » بنا به گفتهء ابناثير ، اين كارها در سال هفتاد و چهار هجرى بوده است . « 2 » بنا به روايت ذهبى در « العِبَر » ، اين واقعه در سال هفتاد و سه بوده است ، « 3 » پس از آن عبدالملكبن مروان از كردهء خود در مورد كعبه ، پشيمان شد و گفت : به خدا سوگند آرزو مىكردم كه ساختهء ابنزبير را - كه بر اساس گفتهء حارثبن عبداللَّهبن ابىربيعهء مخزومى ، از طريق عايشه و حديثى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد و ابنزبير در بناى كعبه بر اساس آن اقدام كرده بود - به حال خود رها مىكردم و كارى به آن نداشتم .
در نخستين سفر من به قاهره ، عبدالرحمانبن احمد مصرى به طور شفاهى ، مرا در جريان حديث عايشه قرار داد و گفت : يونسبن ابراهيم عسقلانى از ابوالحسن علىبن حسين بغدادى بهطور شفاهى و او از ابوبكربن زاغونى و نصربن نصر عكبرى نقل كرده كه از زاغونى ، از ابننصر زينبى ، از عكبرى ، از ابوالقاسمبن بسرى ، از ابوطاهر مخلص ، از يحيى ، از بكاربن عيينه ، از ابوداود طيالسى ، از سليمبن حبّان ، از سعيدبن مثنى ، از عبداللَّهبن زبير نقل كرده كه گفته است : عايشه خبرم داده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به وى فرمود :
اگر قومت تازه از جاهليت در نيامده بودند ، كعبه را ويران و با خاك يكسان مىكردم و براى آن يك درِ شرقى و يك درِ غربى قرار مىدادم و به اندازهء شش ذرع از حجر مىگرفتم و به كعبه مىافزودم ؛ چرا كه قريش ، به هنگامى كه كعبه را ساختند از آن كاستند . « 4 » روايات در بارهء اندازهاى كه قريش از كعبه گرفتند و به حجر افزودند ، مختلف است و ما در اخبار مربوط به حجر ، بدان خواهيم پرداخت .
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 210
( 2 ) - « الكامل في التاريخ » ، ج 3 ، ص 365
( 3 ) - « العِبَر في خبر من غبر » ، ج 1 ، وفيات سنة 73 ه .
( 4 ) - همچنانكه گفتيم اين حديث را مسلم به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت داده است .