( آب باران را ) به روى حجر مىريخت و روزنههايى براى تابش نور در آن قرار داد . اين بود خلاصهاى از آنچه ازرقى در خبر مربوط به بناى كعبه به وسيلهء ابنزبير آورده بود . « 1 » و در صحيح مسلم « 2 » روايتى به نقل از عطاء بن ابىرباح آمده مبنى بر اين كه ابنزبير ده ذرع بر طول كعبه افزود و اين خبر اقتضا مىكند كه ابنزبير كعبه را در آن زمان كه ازرقى ادّعا كرده ، ويران نكرده باشد .
ابناثير در الكامل « 3 » تصريح دارد كه عمارت كعبه به وسيلهء ابنزبير در سال شصت و پنج بوده و مىگويد : گفته شده كه در سال شصت و چهار بوده است - كه اين مطابق گفته ازرقى است . و قول نخست او مطابق با روايتى است كه در صحيح مسلم آمده است ؛ زيرا در آن روايت و در حديث عطاءبن ابىرباح آمده كه گفته است : وقتى در زمان يزيدبن معاويه و به هنگام يورش مردم شام به مكه ، كعبه آتش گرفت و آن اوضاع پيش آمد ، ابنزبير آن را به حال خود رها كرد تا مردم در موسم حج ، به آنجا آمدند و پس از اتمام مراسم در ميان مردم حاضر شد و خطاب به آنها گفت : اى مردم ، در مورد كعبه به من بگوييد كه آن را ويران كنم و از نو بسازم يا به مرمّت و تعميرش بپردازم و خرابىهاى آن را اصلاح كنم ؟ ابنعباس به وى گفت : به نظر من بهتر آن است كه به مرمّت و اصلاح خرابىهاى آن بپردازى و خانه و حجرالأسودى كه مردم بدان اسلام آوردهاند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با وجود آن ، مبعوث گرديد ، دست نزنى ، ابنزبير گفت : اگر خانهء كسى از شما بسوزد ، راضى نمىشود مگر آنكه بازسازى شود ؛ حال در مورد خانهء خدا چه مىگوييد ؟ من سه بار استخاره مىكنم و سپس تصميم خود را مىگيرم . او پس از سه بار استخاره ، تصميم گرفت كه كعبه را ويران سازد . مردم از او فاصله گرفتند تا اين كه نخستين فرد را برگزيند و خواست خدا را به مورد اجرا بگذارد ، تا اين كه مردى بالا رفت و از آن بالا سنگى پايين انداخت . وقتى مردم ديدند كه بلايى بر سر او نيامد ، آنها نيز چنان كردند
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 201 به بعد .
( 2 ) - شمارهء 1333 في الحج : « باب نقض الكعبة و بنائها » .
( 3 ) - « الكامل في التاريخ » ، ج 4 ، ص 207