و آورده است : وقتى بناى كعبه به ركن رسيد ، ابنزبير آمد و خود حجرالأسود را در جايش قرار داد و با يك رشته مو آن را بست . همچنين گفته شده كه عبّادبن عبداللَّه بن زبير حجرالأسود را در جاى خود قرار داد .
ازرقى « 1 » در خبرى آورده است كه عبداللَّه بن زبير به پسرش عبّاد و جُبَيربن شَيبه دستور داد كه ركن را ميان پارچهاى قرار دهند و هنگامى كه در يك روز بسيار گرم مشغول نماز با مردم است ، بيرون آورند تا كسى با خبر نشود و براى قرار دادنش ، به رقابت نپردازند . آنها نيز چنين كردند . در آن خبر آمده است : كسى كه حجرالأسود را در جاى خود گذاشت ، عبّادبن عبداللَّهبن زبير بود و جبيربن شيبه او را يارى داد .
گويندكه حمزةبن عبداللَّه بن زبير به دستور پدرش ، حجرالأسود را در جاى خود نهاد . اين خبر را سهيلى « 2 » به نقل از زبيربن به كار آورده است .
در تاريخ ازرقى و كتاب فاكهى مطلبى با اين مفهوم ديدم كه حاجيان كعبه به همراه حمزةبن عبداللَّه بن زبير ، حجرالأسود را در جاى خود قرار دادند . نتيجه آن مىشود كه در باره كسىكه پس از بناى كعبه به وسيلهء ابنزبير ، حجرالأسود را در جاى خود قرار داد ، چهار گفتهء متفاوت نقل شده است .
اما بناى كعبه به وسيلهء حجّاج نيز مسلّم و مشهور است . ازرقى و ديگران اين خبر را نقل كردهاند و خلاصهاش آن است كه حجّاج پس از آن كه ابنزبير را محاصره كرد و او را كشت ، به عبدالملكبن مروان نوشت كه ابنزبير ( در بناى كعبه ) آنچه را از آن نبود ، به آن افزوده و درِ ديگرى براى آن درست كرده است و از وى اجازه خواست كه آن را به همان صورتى كه در جاهليت بود ، در آورد . عبدالملكبن مروان نيز در پاسخى به او نوشت كه درِ غربى را ببندد و افزودههاى ابنزبير در حجر را خراب كند و به همان صورت كه بود ، باز گرداند . حجاج نيز چنين كرد و ديوارى را كه در سمت حجر قرار
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 208
( 2 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 228