آيد ، اين كار را انجام مىدهد و بدين ترتيب هيبت و شوكت آن ، از دلها مىرود . مالك در اين امر ، قاعدهء مشهور و درست « دور ساختن مفاسد مقدّم بر جلب مصالح است » را مورد ملاحظه قرار داد .
در اينجا به بناها و مرمّتهايى مىپردازيم كه پس از ابنزبير و حَجّاج در كعبه صورت گرفت و ما از آنها باخبر شدهايم . از جملهء آنها ، شكافته شدن ديوارى است كه حَجّاج در جلو و پشت كعبه ساخته بود كه مورد مرمّت قرار گرفت . اين مطلب را اسحاق بن احمد خزاعى - يكى از كسانى كه در تاريخ خود از ازرقى روايت كرده - چنين آورده است :
من خود ديدهام ديوارى كه حجاج بنا كرده بود ، از طرف ديوار قبلى بنا شده از سوى ابنزبير ، مورد مرمّت قرار گرفت و به اندازهء نيم انگشت از جلو و عقب از هم باز شده بود كه با گچ سفيد ، مورد ترميم قرار گرفت . او يادآور شده كه شكافته شدن ديوار و مرمّت آن در زمان خود وى صورت گرفت و يا اينكه خرابى آن قبلًا صورت گرفته ، ولى - همچنان كه گفته ، خود ناظر مرمت آن بوده است . واللَّه اعلم .
ازرقى نيز در اين مورد مطالبى نزديك به همين مضمون نقل كرده است . از ديگر تعميرها و مرمّتها ، مرمّتى است كه بنا به گفتهء ازرقى در پشت بام كعبه ، صورت گرفت .
وى مىگويد : كف پشت بام كعبه كاشىكارى بود و وقتى باران مىآمد ، چكّه مىكرد . بعد از سال دويست ، كاشىها را برداشتند و با مرمر پخته و گچ بازسازى كردند .
از ديگر مرمّتهاى كعبه ( پس از ابنزبير و حجاج ) ، به گفتهء ازرقى ، پاشنهء درِ پايينى كعبه بود . ازرقى ضمن بيان عمارت مربوط به كعبه در زمان متوكّل عباسى ، در سال دويست و چهل يك هجرى ، مىگويد : پاشنهء درِ پايينى كعبه ، از دو قطعه تخته چوب ساج بود كه به مرور زمان ساييده شده بودند ، در اين حال اسحاقبن سلمه صايغ متولّى عمارت كعبه آنها را در آورد و به جاى آن دو ، يك قطعه تخته چوب ساج قرار داد و آن را با نقره ، « 1 » پوشش داد .
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 301