اما بناى كعبه توسط ابنزبير ، مشهور و مسلّم است ، علت آن نيز صدماتى بود كه كعبه بر اثر سنگهاى منجنيق ايّام محاصرهء ابنزبير در مكه به كعبه اصابت كرده بود . در اوايل سال شصت و چهار هجرى ، ابن زبير به دليل مخالفت با يزيدبن معاويه توسط لشكريان وى درمحاصره قرار گرفت ، همچنين بر اثر آتش سوزى كه برخى نزديكان ابنزبير در خيمهاش به راه انداختند ، باد شعلههاى آن را به پردهء كعبه و چوب ساجِ به كار رفته در ديوار كعبه رساند . از طرفى بر اثر فرسودگى و ويرانى ديوارههايش كوتاه شده و سنگهايش پراكنده شده بود پس از آن كه به دنبال مرگ يزيد بن معاويه ، حصين بن نمير از محاصرهء مكه دست برنداشت ، ابنزبير چنين ديد كه كعبه را خراب كند و از نو بسازد .
برخى با وى موافق و افراد بسيارى با او مخالف بودند كه از جمله مخالفان ، ابنعباس بود .
هنگامى كه قرار شد آن را ويران كنند ، بسيارى از مردم مكه از بيم آن كه دچار عذاب شوند ، به منا رفتند و ابنزبير گروهى حبشى را مأمور خرابى كعبه گردانيد ؛ به اميد آن كه در ميانشان آن حبشى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر از ويران ساختن كعبه به وسيلهء او داده بود ، يافت شود . بدين ترتيب كعبه خراب و با خاك يكسان گرديد . ويرانى كعبه به دستور ابنزبير ، روز شنبه نيمهء جمادى الآخر سال شصت و چهار بود كه ( پس از آن ) كعبه را بر همان پايههاى ابراهيم خليل عليه السلام بنا كرد و فضايى را كه قريش از آن بيرون كرده و به حجر اختصاص داده بود ، بدان باز گرداند . و به همان اندازه كه قريش به طول آن نسبت به بناى ابراهيمخليل عليه السلام افزوده بود ؛ يعنى نُه ذرع بدان افزود . بدين ترتيب طول آن بيست و هفت ذرع برابر بيست و هفت مدماك « 1 » گرديد .
آنگاه براى آن دو درِ چسبيده به زمين در نظر گرفت كه يكى از آنها امروزه موجود است و ديگرى كه روبهروى آن است ، بسته شده است . براى اين كار و نيز آنچه را كه قريش از كعبه كاسته و به حجر افزوده بودند - از اطلاعاتى كه خالهاش عايشه به وى داد و بدان خواهيم پرداخت - بهره گرفت و براى آن سه ستون در يك رديف قرار داد و در ركن شامى ، پلههايى ساخت كه از آن به روى بام بروند و ناودانى در پشت بام گذاشت كه
هامش
( 1 ) - « مدماك » واحد قديمى اندازهگيرى نزد اهل مكه بوده است .